authenticity

[ایالات متحده]/ˌɔːθenˈtɪsəti/
[بریتانیا]/ˌɔːθenˈtɪsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قابلیت اطمینان; اصالت.

جملات نمونه

the authenticity of an anecdote

اصالت یک داستان کوتاه

a document of doubtful authenticity

یک سند با اصالت مشکوک

a warrant of authenticity; a warrant for success.

یک گواهی اصالت؛ یک ضمانت برای موفقیت.

some doubt has been cast upon the authenticity of this account.

برخی تردید وجود دارد که بر اصالت این روایت سایه انداخته است.

Bryant objects this very circumstance to the authenticity of the Iliad.

برایایانت این مورد خاص را به اصالت ایلیاد اعتراض می‌کند.

The museum is seeking an expert opinion on the authenticity of the painting.

موزه به دنبال نظر تخصصی در مورد اصالت نقاشی است.

There has been some debate over the authenticity of his will.

بحث‌هایی در مورد اصالت وصیت‌نامه‌اش وجود داشته است.

Especially, the accused the authenticity demur that once add up to Alexandrine author to commending creative work,just signs, the court often asks again accuser square adminicle.

به ویژه، متهم ادعای اصالت را رد می‌کند که زمانی به نویسنده الکساندرین برای تحسین آثار خلاقانه می‌رسد، فقط امضا می‌کند، دادگاه اغلب دوباره از مدعی می‌خواهد که ادمنیکل را بررسی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید