maintaining

[ایالات متحده]/[ˈmeɪnˌteɪnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmeɪnˌteɪnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حفظ کردن در وضعیت خوب یا در حال کار کردن؛ تعمیر کردن؛ برای ادامه حمایت یا دفاع کردن؛ برای نگه داشتن یا حفظ کردن مالکیت.
adj. مربوط به حفظ یا نگهداری چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

maintaining balance

حفظ تعادل

maintaining order

حفظ نظم

maintaining standards

حفظ استانداردهای

maintaining relationships

حفظ روابط

maintaining focus

حفظ تمرکز

maintaining speed

حفظ سرعت

maintaining health

حفظ سلامتی

maintaining composure

حفظ آرامش

maintaining silence

حفظ سکوت

maintaining quality

حفظ کیفیت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید