refigure

[ایالات متحده]/riːˈfɪɡə/
[بریتانیا]/riˈfɪɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را دوباره شکل دادن یا تعریف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

refigure budget

اصلاح بودجه

refigure plan

اصلاح برنامه

refigure strategy

اصلاح استراتژی

refigure data

اصلاح داده‌ها

refigure numbers

اصلاح اعداد

refigure costs

اصلاح هزینه‌ها

refigure timeline

اصلاح جدول زمانی

refigure equation

اصلاح معادله

refigure outcome

اصلاح نتیجه

refigure approach

اصلاح رویکرد

جملات نمونه

we need to refigure our budget for the next quarter.

ما باید بودجه خود را برای سه ماهه آینده دوباره تنظیم کنیم.

it's time to refigure the project timeline based on the new data.

وقت آن است که جدول زمانی پروژه را بر اساس داده‌های جدید دوباره تنظیم کنیم.

she had to refigure her plans after the unexpected delay.

او پس از تأخیر غیرمنتظره مجبور شد برنامه‌های خود را دوباره تنظیم کند.

we should refigure the seating arrangement for the event.

ما باید چیدمان صندلی‌ها را برای رویداد دوباره تنظیم کنیم.

he decided to refigure his approach to the problem.

او تصمیم گرفت رویکرد خود را نسبت به مشکل دوباره تنظیم کند.

they will refigure the marketing strategy to boost sales.

آنها استراتژی بازاریابی را برای افزایش فروش دوباره تنظیم خواهند کرد.

after the feedback, we need to refigure our presentation.

پس از بازخورد، ما باید ارائه خود را دوباره تنظیم کنیم.

to improve efficiency, we must refigure the workflow.

برای بهبود کارایی، ما باید گردش کار را دوباره تنظیم کنیم.

the team will refigure the design based on user input.

تیم طرح را بر اساس بازخورد کاربر دوباره تنظیم خواهد کرد.

let's refigure the calculations to ensure accuracy.

بیایید محاسبات را دوباره تنظیم کنیم تا از صحت آن اطمینان حاصل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید