adjust

[ایالات متحده]/əˈdʒʌst/
[بریتانیا]/əˈdʒʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کالیبره کردن؛ تغییرات ایجاد کردن تا چیزی بهتر جا بیفتد
vi. تنظیمات را انجام دادن، کالیبره کردن؛ سازگار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

adjust the settings

تنظیمات را تغییر دهید

make adjustments

تغییرات ایجاد کنید

adjust the volume

حجم را تنظیم کنید

adjust the temperature

دما را تنظیم کنید

adjust and control

تنظیم و کنترل

adjust price

قیمت را تنظیم کنید

جملات نمونه

It's important to adjust your schedule to fit in exercise.

تنظیم برنامه خود برای ورزش کردن ضروری است.

She had to adjust the seat in the car to reach the pedals.

او مجبور شد صندلی ماشین را تنظیم کند تا بتواند به پدال ها برسد.

You can adjust the temperature on the thermostat to make the room warmer.

می توانید دمای ترموستات را تنظیم کنید تا اتاق گرمتر شود.

He needed to adjust his attitude towards the new project.

او نیاز داشت نگرش خود را نسبت به پروژه جدید تنظیم کند.

The teacher will adjust the difficulty level of the assignment based on student feedback.

معلم سطح دشواری تکلیف را بر اساس بازخورد دانش آموزان تنظیم خواهد کرد.

You may need to adjust the settings on your camera for better photos.

شما ممکن است نیاز داشته باشید تنظیمات دوربین خود را برای گرفتن عکس های بهتر تنظیم کنید.

It can take time to adjust to living in a new city.

ممکن است مدتی طول بکشد تا با زندگی در یک شهر جدید سازگار شوید.

The therapist helped her adjust to the changes in her life.

درمانگر به او کمک کرد تا با تغییرات زندگی خود سازگار شود.

He tried to adjust his sleeping pattern to get more rest.

او سعی کرد الگوی خواب خود را تنظیم کند تا بیشتر استراحت کند.

The team had to adjust their strategy after the unexpected setback.

تیم باید استراتژی خود را پس از شکست غیرمنتظره تنظیم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید