refused

[ایالات متحده]/[rɪˈfjuːzd]/
[بریتانیا]/[rɪˈfjuːzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای اعلام یا نشان دادن امتناع خود از انجام یا پذیرش (چیز).؛ برای رد در نظر گرفتن یا پذیرش.؛ برای رد کردن چیزی که پیشنهاد شده است.
adj. امتناع یافته؛ مورد قبول نیفتاده.

عبارات و ترکیب‌ها

refused to pay

امکان پرداخت وجود نداشت

refused permission

موافقت نکرد

refused outright

به طور قاطع رد کرد

he refused

او قبول نکرد

refused help

کمک خواست و قبول نکرد

refused offer

پیشنهاد را رد کرد

refused to answer

پاسخ نداد

they refused

آنها قبول نکردند

refused access

دسترسی را رد کرد

جملات نمونه

he refused to comment on the ongoing investigation.

او حاضر به اظهار نظر در مورد تحقیقات در جریان نشد.

the bank refused my loan application due to my credit score.

بانک به دلیل امتیاز اعتباری من، درخواست وام من را رد کرد.

she refused to participate in the survey anonymously.

او از شرکت در نظرسنجی به صورت ناشناس امتناع کرد.

the company refused to negotiate further with the union.

شرکت از ادامه مذاکره با اتحادیه امتناع کرد.

i refused the offer because the salary was too low.

من پیشنهاد را رد کردم زیرا حقوق خیلی کم بود.

the child refused to eat his vegetables at dinner.

کودک از خوردن سبزیجاتش در شام امتناع کرد.

they refused to accept responsibility for the accident.

آنها از پذیرش مسئولیت برای حادثه امتناع کردند.

the government refused to intervene in the private sector.

دولت از دخالت در بخش خصوصی امتناع کرد.

he refused to listen to my advice, despite my warnings.

او با وجود هشدارهای من، حاضر به گوش دادن به نصیحت من نشد.

the team refused to give up, even when behind.

تیم حاضر به تسلیم نشدن بود، حتی زمانی که عقب بودند.

she refused to sign the contract without legal counsel.

او بدون مشاوره حقوقی حاضر به امضای قرارداد نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید