accepted

[ایالات متحده]/ək'septɪd/
[بریتانیا]/ək'sɛptɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شناخته شده؛ پذیرفته شده؛ قابل قبول؛ مورد تأیید
v. دریافت شده؛ پذیرفته شده (زمان گذشته و ماضی نقلی accept)

عبارات و ترکیب‌ها

accepted practice

روش پذیرفته شده

جملات نمونه

he accepted a pen as a present.

او یک قلم را به عنوان هدیه پذیرفت.

she accepted the invitation with alacrity.

او دعوت را با سرعت و اشتیاق پذیرفت.

he accepted the challenge.

او چالش را پذیرفت.

I accepted the invitation.

من دعوت را پذیرفتم.

The firm accepted personal cheques.

شرکت چک‌های شخصی را پذیرفت.

They have accepted doles.

آنها کمک‌های مالی را پذیرفته‌اند.

The opinion is accepted as true.

این نظر به عنوان درست پذیرفته شده است.

Finally they accepted Einstein's relativity.

در نهایت آنها نسبیت اینشتین را پذیرفتند.

a generally accepted usage

یک کاربرد به طور کلی پذیرفته شده

I accepted it cheerily.

من آن را با خوشحالی پذیرفتم.

They accepted without demur.

آنها بدون اعتراض پذیرفتند.

He gladly accepted their invitation.

او خوشحالانه از دعوت آنها پذیرفت.

She accepted their tribute graciously.

او با بزرگواری از قدردانی آنها پذیرفت.

He meekly accepted the rebuke.

او با حالتی متواضعانه سرزنش را پذیرفت.

the college accepted her as a student.

دانشگاه او را به عنوان دانشجو پذیرفت.

this tentative explanation came to be accepted by the men.

این توضیح مقدماتی توسط مردان پذیرفته شد.

they accepted the need to cut overheads.

آنها نیاز به کاهش هزینه‌های سربار را پذیرفتند.

he accepted her reply as an affirmative.

او پاسخ او را به عنوان تایید پذیرفت.

نمونه‌های واقعی

The professor's theories, while highly imaginative, were by no means universally accepted.

تئوری‌های استاد، اگرچه بسیار خلاقانه بودند، به هیچ وجه به طور جهانی پذیرفته نشدند.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

Sometimes years are required for truly novel discovery claims to be accepted and appreciated.

گاهی اوقات سال‌ها طول می‌کشد تا ادعاهای کشف نوآورانه واقعاً پذیرفته و مورد قدردانی قرار گیرند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

Accepted authority rests first of all on reason.

حکومت پذیرفته‌شده، در درجه اول بر اساس عقل استوار است.

منبع: The Little Prince

Mr Kurti has not accepted the proposal.

آقای کرتی پیشنهاد را نپذیرفته است.

منبع: BBC Listening Collection July 2023

Applications began to be accepted in 2019.

درخواست‌ها از سال 2019 شروع به پذیرش شد.

منبع: The Guardian (Article Version)

He seems to have accepted our fate.

به نظر می‌رسد که سرنوشت ما را پذیرفته است.

منبع: Go blank axis version

And not just any major will be accepted.

و نه هر رشته‌ای پذیرفته خواهد شد.

منبع: Graphic Information Show

Note that the American spelling is also accepted.

توجه داشته باشید که املای آمریکایی نیز پذیرفته می‌شود.

منبع: IELTS Reading Preparation Guide

Julia Stepanova is the first to be accepted.

جولیا استپانوا اولین کسی است که پذیرفته شده است.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

Next phrase in the list is apology accepted.

عبارت بعدی در لیست، عذرخواهی پذیرفته شده است.

منبع: Let's Talk IELTS Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید