withheld

[ایالات متحده]/wɪðˈhɛld/
[بریتانیا]/wɪðˈhɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را نگه داشتن یا دادن را رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

withheld information

اطلاعات ضبط شده

withheld evidence

گواهی ضبط شده

withheld payment

پرداخت ضبط شده

withheld approval

تاییدیه ضبط شده

withheld consent

رضایت ضبط شده

withheld taxes

مالیات ضبط شده

withheld details

جزئیات ضبط شده

withheld funds

بودجه ضبط شده

withheld benefits

مزایا ضبط شده

withheld documents

اسناد ضبط شده

جملات نمونه

the government withheld information from the public.

دولت اطلاعات را از مردم پنهان کرد.

she withheld her opinion during the meeting.

او نظر خود را در طول جلسه پنهان کرد.

due to privacy concerns, the data was withheld.

به دلیل نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی، داده‌ها پنهان شد.

he withheld the truth about the incident.

او حقیقت حادثه را پنهان کرد.

payments were withheld until the contract was signed.

پرداخت‌ها تا زمانی که قرارداد امضا شد، پنهان شد.

they withheld their approval for the project.

آنها تایید خود را برای پروژه پنهان کردند.

she withheld her laughter during the serious discussion.

او خنده خود را در طول بحث جدی پنهان کرد.

the teacher withheld grades until all assignments were submitted.

معلم نمرات را تا زمانی که تمام تکالیف ارسال نشدند، پنهان کرد.

he felt that his emotions were being withheld from others.

او احساس کرد که احساساتش از دیگران پنهان می‌شود.

withheld evidence can affect the outcome of a trial.

شواهد پنهان می‌تواند بر نتیجه دادگاه تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید