withheld information
اطلاعات ضبط شده
withheld evidence
گواهی ضبط شده
withheld payment
پرداخت ضبط شده
withheld approval
تاییدیه ضبط شده
withheld consent
رضایت ضبط شده
withheld taxes
مالیات ضبط شده
withheld details
جزئیات ضبط شده
withheld funds
بودجه ضبط شده
withheld benefits
مزایا ضبط شده
withheld documents
اسناد ضبط شده
the government withheld information from the public.
دولت اطلاعات را از مردم پنهان کرد.
she withheld her opinion during the meeting.
او نظر خود را در طول جلسه پنهان کرد.
due to privacy concerns, the data was withheld.
به دلیل نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی، دادهها پنهان شد.
he withheld the truth about the incident.
او حقیقت حادثه را پنهان کرد.
payments were withheld until the contract was signed.
پرداختها تا زمانی که قرارداد امضا شد، پنهان شد.
they withheld their approval for the project.
آنها تایید خود را برای پروژه پنهان کردند.
she withheld her laughter during the serious discussion.
او خنده خود را در طول بحث جدی پنهان کرد.
the teacher withheld grades until all assignments were submitted.
معلم نمرات را تا زمانی که تمام تکالیف ارسال نشدند، پنهان کرد.
he felt that his emotions were being withheld from others.
او احساس کرد که احساساتش از دیگران پنهان میشود.
withheld evidence can affect the outcome of a trial.
شواهد پنهان میتواند بر نتیجه دادگاه تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید