granted access
دسترسی اعطا شده
granted permission
اجازه اعطا شده
granted wish
خواسته برآورده شده
granted request
درخواست اعطا شده
granted privilege
امتیاز اعطا شده
granting access
دسترسی اعطا می شود
granted him
به او اعطا شد
granted her
به او اعطا شد
granted time
زمان اعطا شد
granted relief
تسکین اعطا شد
he was granted access to the restricted area.
به او اجازه ورود به منطقه ممنوع داده شد.
the company granted her a significant pay raise.
شرکت حقوق و دستمزد قابل توجهی را به او اعطا کرد.
i was granted permission to leave early today.
امروز به من اجازه داده شد که زودتر از آنجا خارج شوم.
the university granted him an honorary degree.
دانشگاه به او درجه افتخاری اعطا کرد.
she was granted asylum in a foreign country.
به او در یک کشور خارجی پناهندگی داده شد.
the bank granted us a loan for the business.
بانک وام مورد نیاز برای کسب و کار را به ما اعطا کرد.
he was granted a patent for his invention.
برای اختراعش به او حق اختراع اعطا شد.
the wishes were granted by the magical genie.
آرزوها توسط جادوگر برآورده شدند.
the council granted planning permission for the new development.
شورای شهر مجوز برنامه ریزی برای توسعه جدید را اعطا کرد.
she was granted a reprieve from her sentence.
به او وقفه ای از مجازاتش داده شد.
it is not granted that this will succeed.
تضمین داده نشده است که این موفقیت آمیز خواهد بود.
granted access
دسترسی اعطا شده
granted permission
اجازه اعطا شده
granted wish
خواسته برآورده شده
granted request
درخواست اعطا شده
granted privilege
امتیاز اعطا شده
granting access
دسترسی اعطا می شود
granted him
به او اعطا شد
granted her
به او اعطا شد
granted time
زمان اعطا شد
granted relief
تسکین اعطا شد
he was granted access to the restricted area.
به او اجازه ورود به منطقه ممنوع داده شد.
the company granted her a significant pay raise.
شرکت حقوق و دستمزد قابل توجهی را به او اعطا کرد.
i was granted permission to leave early today.
امروز به من اجازه داده شد که زودتر از آنجا خارج شوم.
the university granted him an honorary degree.
دانشگاه به او درجه افتخاری اعطا کرد.
she was granted asylum in a foreign country.
به او در یک کشور خارجی پناهندگی داده شد.
the bank granted us a loan for the business.
بانک وام مورد نیاز برای کسب و کار را به ما اعطا کرد.
he was granted a patent for his invention.
برای اختراعش به او حق اختراع اعطا شد.
the wishes were granted by the magical genie.
آرزوها توسط جادوگر برآورده شدند.
the council granted planning permission for the new development.
شورای شهر مجوز برنامه ریزی برای توسعه جدید را اعطا کرد.
she was granted a reprieve from her sentence.
به او وقفه ای از مجازاتش داده شد.
it is not granted that this will succeed.
تضمین داده نشده است که این موفقیت آمیز خواهد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید