atone

[ایالات متحده]/əˈtəʊn/
[بریتانیا]/əˈtoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جبران کردن؛ جبران کردن؛ بازپرداخت کردن

vi. نجات دادن؛ جبران کردن

عبارات و ترکیب‌ها

atone for

جبران کردن

جملات نمونه

a human sacrifice to atone for the sin.

یک قربانی انسانی برای جبران گناه.

Blood must atone for blood.

خون باید در برابر خون جبران شود.

These crimes must be atoned for.

این جنایات باید جبران شوند.

He promised to atone for his crime.

او قول داد که برای جنایتش جبران کند.

How can I atone for hurting your feelings?

چگونه می توانم برای ناراحت کردن احساسات شما جبران کنم؟

having power to atone for or offered by way of expiation or propitiation.

دارای قدرت برای جبران یا ارائه به عنوان کفاره یا مهدوی.

نمونه‌های واقعی

I offer a chance for you to atone for the death of his wife.

من فرصتی برای شما فراهم می‌کنم تا در ازای مرگ همسرش توبه کنید.

منبع: The Legend of Merlin

My point is I might have to go to church so I can atone for my sins.

نکته من این است که شاید مجبور شوم به کلیسا بروم تا بتوانم گناهانم را جبران کنم.

منبع: The Good Place Season 2

How countries seek to atone for the Holocaust is a deeply inappropriate question for an EU ruling.

اینکه کشورها چگونه به دنبال جبران هولوکاست هستند، سوالی بسیار نامناسب برای تصمیم‌گیری اتحادیه اروپا است.

منبع: The Economist (Summary)

Some countries hand them out to curry favour with diasporas, atone for historic wrongs or create new voters.

برخی از کشورها آنها را به دست می‌آورند تا با تبعیدشدگان خوشایند شوند، اشتباهات تاریخی را جبران کنند یا رای‌دهندگان جدیدی ایجاد کنند.

منبع: The Economist (Summary)

That figure seemed significant at the time, and Sater says he hopes it helped atone for his crimes.

آن رقم در آن زمان مهم به نظر می‌رسید و ساتِر می‌گوید امیدوار است که به جبران جرم‌هایش کمک کرده باشد.

منبع: Newsweek

One more thing for me to atone for.

یک چیز دیگر برای من تا جبران کنم.

منبع: Game of Thrones Season 6

When she's fully atoned for her sins.

وقتی کاملاً گناهانش را جبران کرد.

منبع: Game of Thrones Season 6

Children of incarcerees began a movement calling for the United States to atone for this historic injustice.

فرزندان زندانیان جنبشی را آغاز کردند که خواستار جبران این بی‌عدالتی تاریخی توسط ایالات متحده شدند.

منبع: TED-Ed (video version)

He atones for being occasionally somewhat overdressed by being always absolutely over-educated.

او با این که گاهی اوقات کمی زیادی لباس می‌پوشد، با تحصیلات عالی خود جبران می‌کند.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Uh, Stanzler let us atone for a couple minutes.

اممم، استانزلر به ما اجازه داد چند دقیقه جبران کنیم.

منبع: Cat and Mouse Game Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید