rework

[ایالات متحده]/riː'wɜːk/
[بریتانیا]/ˌri'wɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره انجام دادن؛ بازنگری کردن

جملات نمونه

just a rework of an old speech.

فقط بازنگری یک سخنرانی قدیمی

he reworked the orchestral score for two pianos.

او پارتیشن ارکسترال را برای دو پیانو بازنویسی کرد.

He had done most of the writing and rewriting himself, reworking key passages again and again.

او بیشتر نوشتن و بازنویسی را خودش انجام داده بود و بارها و بارها بندهای کلیدی را بازنگری می‌کرد.

Due to miswork in previous stages, they still need to do rework even after flooring.

به دلیل کار ضعیف در مراحل قبلی، آنها حتی پس از کف‌گذاری هنوز نیاز به بازنگری دارند.

The designer had to rework the layout of the website.

طراح باید طرح‌بندی وب‌سایت را بازنگری می‌کرد.

She decided to rework the ending of her novel.

او تصمیم گرفت پایان رمان خود را بازنگری کند.

The artist had to rework the composition of the painting.

هنرمند باید ترکیب نقاشی را بازنگری می‌کرد.

They had to rework the budget to accommodate unexpected expenses.

آنها باید بودجه را برای پوشش هزینه‌های پیش‌بینی نشده بازنگری می‌کردند.

The chef had to rework the recipe to make it more flavorful.

آشپز باید دستور العمل را برای خوشمزه‌تر کردن آن بازنگری می‌کرد.

The team had to rework their strategy after the initial plan failed.

تیم باید استراتژی خود را پس از شکست طرح اولیه بازنگری می‌کرد.

He had to rework his resume to highlight his most relevant experience.

او باید رزومه خود را برای برجسته کردن تجربه مرتبط خود بازنگری می‌کرد.

The company decided to rework their marketing campaign for better results.

شرکت تصمیم گرفت کمپین بازاریابی خود را برای دستیابی به نتایج بهتر بازنگری کند.

She had to rework her schedule to fit in all her appointments.

او باید برنامه خود را برای جای دادن تمام قرارهای ملاقاتش بازنگری می‌کرد.

The architect had to rework the blueprints to meet the client's specifications.

معمار باید نقشه‌های ساختمانی را برای مطابقت با مشخصات مشتری بازنگری می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

So these are big items that are going to have to be reworked.

این موارد بزرگ هستند که باید دوباره بازنگری شوند.

منبع: NPR News December 2021 Collection

Extensive rework of AC Ace's front end.

بازنگری گسترده قسمت جلوی AC Ace.

منبع: Go blank axis version

They also inadvertently rework the landscape.

آنها ناخواسته منظره را نیز بازنگری می کنند.

منبع: Science in 60 Seconds March 2018 Compilation

He was constantly reworking them and seemed incapable of finishing.

او دائماً آنها را بازنگری می کرد و قادر به اتمام کار به نظر نمی رسید.

منبع: Secrets of Masterpieces

U.S., Mexican and Canadian negotiators remain deadlocked on how to rework, and save, the North American Free Trade Agreement(NAFTA).

مذاکره کنندگان ایالات متحده، مکزیک و کانادا هنوز در مورد نحوه بازنگری و نجات توافقنامه آزاد تجارت آمریکای شمالی (NAFTA) به بن بست رسیده اند.

منبع: Time

Actually, don't we need to rework my immunity deal?

در واقع، آیا ما نیازی به بازنگری قرارداد معافیت من نداریم؟

منبع: The Good Place Season 2

As a result, users had to spend time reworking the wording of tweets.

در نتیجه، کاربران مجبور شدند زمانی را صرف بازنگری لحن توییت ها کنند.

منبع: VOA Special November 2017 Collection

But on December 10th, after months of further talks, they swung behind a reworked version.

اما در 10 دسامبر، پس از ماه ها مذاکرات بیشتر، آنها از نسخه بازنگری شده حمایت کردند.

منبع: The Economist (Summary)

It will have to be reworked to win West Virginia Senator Joe Manchin's crucial vote.

برای به دست آوردن رای حیاتی سناتور جو مانچین، ویرجینیا غربی، باید آن را بازنگری کرد.

منبع: AP Listening December 2021 Collection

This probably has over a thousand hours working and reworking to get it into this state.

احتمالاً هزاران ساعت کار و بازنگری برای رساندن آن به این حالت وجود دارد.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید