redo

[ایالات متحده]/riː'duː/
[بریتانیا]/ˌri'du/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره انجام دادن؛ نوسازی.

عبارات و ترکیب‌ها

redo from scratch

شروع مجدد از صفر

جملات نمونه

to redo a piece of work

برای انجام مجدد یک قطعه کار

redo a living area in yellow.

بازسازی یک فضای نشیمن با رنگ زرد.

The book designer will have to redo the masterpieces layouts.

طراح کتاب باید طرح‌بندی شاهکارهای مجسم را دوباره انجام دهد.

American officials say that they are redoing working to reduce visa delate delays that have effected affected foreign science students, researchers and others.

مقامات آمریکایی می گویند که در حال بازنگری برای کاهش تاخیر در ویزا هستند که بر دانشجویان، محققان و دیگران خارجی تأثیر گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید