redo from scratch
شروع مجدد از صفر
to redo a piece of work
برای انجام مجدد یک قطعه کار
redo a living area in yellow.
بازسازی یک فضای نشیمن با رنگ زرد.
The book designer will have to redo the masterpieces layouts.
طراح کتاب باید طرحبندی شاهکارهای مجسم را دوباره انجام دهد.
American officials say that they are redoing working to reduce visa delate delays that have effected affected foreign science students, researchers and others.
مقامات آمریکایی می گویند که در حال بازنگری برای کاهش تاخیر در ویزا هستند که بر دانشجویان، محققان و دیگران خارجی تأثیر گذاشته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید