row

[ایالات متحده]/rəʊ/
[بریتانیا]/ro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطی از چیزها، مردم یا وسایل نقلیه که در کنار هم قرار گرفته‌اند؛ یک اختلال پر سر و صدا؛ عمل پارو زدن قایق
vt. به جلو راندن یک قایق با استفاده از پاروها؛ ترتیب دادن در یک خط
vi. به جلو راندن یک قایق با پاروها؛ داشتن یک مشاجره پر سر و صدا.

عبارات و ترکیب‌ها

in a row

در یک ردیف

front row

رد اول

single row

ردیف تکی

in row

در ردیف

death row

حبس ابد

row over

رد شدن

row spacing

فاصله ردیف

row out

بیرون رفتن ردیف

skid row

خیابان اسکیید

row a boat

قایق راندن

row space

فضای ردیف

row house

خانه ردیفی

جملات نمونه

a row of buttonhole stitch.

یک ردیف از بخیه سگک

a row of decrepit houses.

ردی از خانه‌های فرسوده

row against the current.

رفتن خلاف جریان

Rowing is hard work.

سکّوب کاری سخت است.

a row of high-rise apartments.

یک ردیف آپارتمان‌های بلند

gentrify a row of Victorian houses.

بازسازی یک ردیف از خانه‌های ویکتوریایی.

a row of substantial Victorian villas.

یک ردیف ویلاهای ویکتوریایی بزرگ.

a terrific domestic row;

یک درگیری خانگی وحشتناک;

a row of pots on a shelf

یک ردیف از گلدان ها روی یک قفسه

to row against Far East

برای رفتن خلاف شرق دور

A long row is very tiring.

یک ردیف طولانی بسیار خسته‌کننده است.

He was rowing steadily.

او به طور پیوسته در حال سکوبازی بود.

A row of children are standing in front of a row of chairs.

یک ردیف کودک در جلوی یک ردیف صندلی ایستاده‌اند.

he rowed for England.

او برای انگلیس سکوبازی کرد.

the serried rows of vines.

ردیف‌های متراکم تاک.

with no money to spend, the club are on skid row .

با نداشتن پول برای خرج کردن، باشگاه در خیابان بدبخت است.

a row broke out with another man.

یک درگیری با مرد دیگری درگرفت.

The books are in orderly rows on shelves.

کتاب‌ها در ردیف‌های مرتب روی قفسه‌ها قرار دارند.

There will be a proper row about it.

در مورد آن دعوای بزرگی خواهد بود.

نمونه‌های واقعی

On May 31st Microsoft set off the row.

در ۳۱ مه، مایکروسافت باعث بروز جنجال شد.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

They had a row last night. He went away.

آنها شب گذشته دچار مشکلی شدند. او رفت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

There were row upon row of teeth.

ردی ردی دندان وجود داشت.

منبع: Jurassic Fight Club

Row upon row of empty baskets, empty shelves.

ردی ردی سبد خالی، قفسه های خالی.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

" Yeah, they've had a row, " said Harry.

" بله، آنها دچار مشکلی شده اند،" هری گفت.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Put up a whole row of them, Sascha.

ساشا، یک ردیف کامل از آنها را بچین.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

Eager to avoid a row, Air France has met the unions halfway.

با هدف جلوگیری از بروز درگیری، ایر فرانس با اتحادیه ها تا حد زیادی سازش کرده است.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

Say BINGO when you get a row of Xs.

وقتی یک ردیف X به دست آوردی، بگو BINGO.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Lower)

And just outside, there's a row of bodies.

و درست بیرون، ردیفی از اجساد وجود دارد.

منبع: BBC Listening Collection April 2021

We might be able to feed the front row.

شاید بتوانیم ردیف جلویی را سیر کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید