sashayed

[ایالات متحده]/ʃæˈʃeɪd/
[بریتانیا]/ʃæˈʃeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور غیررسمی یا با اعتماد به نفس راه رفتن یا حرکت کردن؛ به طور زیبا سر خوردن یا نوسان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sashayed down

به آرامی پایین رفت

sashayed across

از آن عبور کرد

sashayed in

وارد شد

sashayed out

خارج شد

sashayed away

دور شد

sashayed past

کنار آن گذشت

sashayed around

چ دور آن رفت

sashayed forward

به جلو رفت

sashayed gracefully

به شکلی زیبا و با وقار راه رفت

sashayed playfully

به شکلی بازیگوشانه راه رفت

جملات نمونه

she sashayed into the room, capturing everyone's attention.

او با گام‌های موزون وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.

the model sashayed down the runway with confidence.

مدل با اعتماد به نفس در میان راه رفت.

he sashayed past the crowd, showing off his new outfit.

او با لباس جدیدش از کنار جمعیت گذشت و آن را به نمایش گذاشت.

after winning the award, she sashayed up to the stage.

پس از دریافت جایزه، او با گام‌های موزون به سمت صحنه رفت.

the dancer sashayed gracefully, mesmerizing the audience.

رقصنده با ظرافت و موزون حرکت کرد و مخاطبان را مسحور نمود.

as the music played, he sashayed across the dance floor.

همراه با پخش موسیقی، او با گام‌های موزون در سراسر کف رقص حرکت کرد.

she sashayed into the party, instantly elevating the atmosphere.

او با ورود به مهمانی، به سرعت فضایی دلپذیر ایجاد کرد.

the actress sashayed through the red carpet, dazzling the cameras.

بازیگر با گام‌های موزون از روی فرش قرمز عبور کرد و دوربین‌ها را مسحور نمود.

with a playful attitude, he sashayed around the park.

با رفتاری بازیگوشانه، او با گام‌های موزون در اطراف پارک قدم زد.

she sashayed out of the store, proudly carrying her shopping bags.

او با افتخار کیف‌های خریدش را در دست گرفته از مغازه خارج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید