saving

[ایالات متحده]/ˈseɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈseɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سپرده; اقتصاد; نجات
adj. اقتصادی; محفوظ
prep. به جز; با در نظر گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

saving account

حساب پس‌انداز

saving money

پس‌انداز پول

financial saving

پس‌انداز مالی

emergency saving

پس‌انداز اضطراری

saving for retirement

پس‌انداز برای بازنشستگی

saving plan

برنامه پس‌انداز

energy saving

صرفه‌جویی در انرژی

cost saving

صرفه جویی در هزینه

time saving

صرفه‌جویی در زمان

labor saving

صرفه‌جویی در کار

daylight saving

صرفه‌جویی در مصرف انرژی

space saving

صرفه‌جویی در فضا

saving method

روش پس‌انداز

money saving

صرفه‌جویی در پول

daylight saving time

صرفه‌جویی در مصرف انرژی

life saving

نجات جان

tax saving

صرفه‌جویی در مالیات

fuel saving

صرفه‌جویی در سوخت

saving face

حفظ آبرو

جملات نمونه

saving for a vacation.

صرفه‌جویی برای تعطیلات

but that's an incredible saving!.

اما این یک صرفه‌جویی باورنکردنی است!

savings swell into a fortune.

پس‌اندازها به یک ثروت تبدیل می‌شوند.

a missionary bent on saving souls.

یک مبلغ مذهبی که قصد نجات جان داشت.

an energy-saving light bulb.

لامپ کم‌مصرف

a succession of life-saving sulpha drugs.

یک سری از داروهای سولفانی نجات‌بخش

My savings account is low.

حساب پس‌انداز من کم است.

My savings have dwindled.

پس‌انداز من کاهش یافته است.

They shot their savings on a new boat.

آنها تمام پس‌انداز خود را برای یک قایق جدید خرج کردند.

His savings quickly shrank.

پس‌انداز او به سرعت کاهش یافت.

4.5% National Savings bonds

اوراق قرضه ملی ۴.۵٪

Their savings dwindled away.

پس‌انداز آن‌ها به تدریج از بین رفت.

I'm saving for a new car.

من در حال پس‌انداز برای یک ماشین جدید هستم.

It will be a saving to take a short cut.

با رفتن از یک راه میان‌بر، صرفه‌جویی خواهد شد.

he accumulated a healthy balance with the savings bank.

او موجودی حساب بانکی خوبی را جمع کرد.

the £550 million saving is likely to be a drop in the ocean.

احتمالاً صرفه‌جویی ۵۵۰ میلیون پوندی در برابر اقیانوس قطره‌ای خواهد بود.

you persuade people to entrust their savings to you.

شما متقاعد می کنید مردم اعتماد خود را به شما بسپارند.

نمونه‌های واقعی

Howard, you know we're saving up for a house.

هاوارد، می‌دونی که داریم برای خرید خانه پس‌انداز می‌کنیم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Thanks for saving us the embarrassment, Aristotle.

آریستوتل، ممنون که ما را از شرمساری نجات دادی.

منبع: Festival Comprehensive Record

Girls, wear the outfit that you're saving.

خانم‌ها، لباس‌هایی را که برایشان پس‌انداز کرده‌اید بپوشید.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

I keep my savings in the Commercial Bank.

من پس اندازهایم را در بانک تجاری نگه می‌دارم.

منبع: Comprehensive Guide to Financial English Speaking

I'll use my savings to finance the expedition.

من از پس اندازهایم برای تامین مالی экспедиция استفاده خواهم کرد.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Now, look, Tom and I have a little savings...

حالا، گوش کن، تام و من کمی پس انداز داریم...

منبع: Desperate Housewives Season 7

Would you like a saving or a chequing account?

آیا می‌خواهید یک حساب پس انداز یا یک حساب چک کنید؟

منبع: Everyone speaks English (Beginner)

I put all my savings into opening this place.

من تمام پس اندازهایم را برای باز کردن این مکان صرف کردم.

منبع: English little tyrant

I meant what's left of your life savings.

من منظورم این بود که چه چیزی از پس انداز زندگی‌تان باقی مانده است.

منبع: Leverage

Knowing first aid is crucial for saving lives.

دانستن کمک‌های اولیه برای نجات جان‌ها بسیار مهم است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید