saving account
حساب پسانداز
saving money
پسانداز پول
financial saving
پسانداز مالی
emergency saving
پسانداز اضطراری
saving for retirement
پسانداز برای بازنشستگی
saving plan
برنامه پسانداز
energy saving
صرفهجویی در انرژی
cost saving
صرفه جویی در هزینه
time saving
صرفهجویی در زمان
labor saving
صرفهجویی در کار
daylight saving
صرفهجویی در مصرف انرژی
space saving
صرفهجویی در فضا
saving method
روش پسانداز
money saving
صرفهجویی در پول
daylight saving time
صرفهجویی در مصرف انرژی
life saving
نجات جان
tax saving
صرفهجویی در مالیات
fuel saving
صرفهجویی در سوخت
saving face
حفظ آبرو
saving for a vacation.
صرفهجویی برای تعطیلات
but that's an incredible saving!.
اما این یک صرفهجویی باورنکردنی است!
savings swell into a fortune.
پساندازها به یک ثروت تبدیل میشوند.
a missionary bent on saving souls.
یک مبلغ مذهبی که قصد نجات جان داشت.
an energy-saving light bulb.
لامپ کممصرف
a succession of life-saving sulpha drugs.
یک سری از داروهای سولفانی نجاتبخش
My savings account is low.
حساب پسانداز من کم است.
My savings have dwindled.
پسانداز من کاهش یافته است.
They shot their savings on a new boat.
آنها تمام پسانداز خود را برای یک قایق جدید خرج کردند.
His savings quickly shrank.
پسانداز او به سرعت کاهش یافت.
4.5% National Savings bonds
اوراق قرضه ملی ۴.۵٪
Their savings dwindled away.
پسانداز آنها به تدریج از بین رفت.
I'm saving for a new car.
من در حال پسانداز برای یک ماشین جدید هستم.
It will be a saving to take a short cut.
با رفتن از یک راه میانبر، صرفهجویی خواهد شد.
he accumulated a healthy balance with the savings bank.
او موجودی حساب بانکی خوبی را جمع کرد.
the £550 million saving is likely to be a drop in the ocean.
احتمالاً صرفهجویی ۵۵۰ میلیون پوندی در برابر اقیانوس قطرهای خواهد بود.
you persuade people to entrust their savings to you.
شما متقاعد می کنید مردم اعتماد خود را به شما بسپارند.
Howard, you know we're saving up for a house.
هاوارد، میدونی که داریم برای خرید خانه پسانداز میکنیم.
منبع: The Big Bang Theory Season 8Thanks for saving us the embarrassment, Aristotle.
آریستوتل، ممنون که ما را از شرمساری نجات دادی.
منبع: Festival Comprehensive RecordGirls, wear the outfit that you're saving.
خانمها، لباسهایی را که برایشان پسانداز کردهاید بپوشید.
منبع: Learn to dress like a celebrity.I keep my savings in the Commercial Bank.
من پس اندازهایم را در بانک تجاری نگه میدارم.
منبع: Comprehensive Guide to Financial English SpeakingI'll use my savings to finance the expedition.
من از پس اندازهایم برای تامین مالی экспедиция استفاده خواهم کرد.
منبع: Universal Dialogue for Children's AnimationNow, look, Tom and I have a little savings...
حالا، گوش کن، تام و من کمی پس انداز داریم...
منبع: Desperate Housewives Season 7Would you like a saving or a chequing account?
آیا میخواهید یک حساب پس انداز یا یک حساب چک کنید؟
منبع: Everyone speaks English (Beginner)I put all my savings into opening this place.
من تمام پس اندازهایم را برای باز کردن این مکان صرف کردم.
منبع: English little tyrantI meant what's left of your life savings.
من منظورم این بود که چه چیزی از پس انداز زندگیتان باقی مانده است.
منبع: LeverageKnowing first aid is crucial for saving lives.
دانستن کمکهای اولیه برای نجات جانها بسیار مهم است.
منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognitionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید