saviour

[ایالات متحده]/'seivjə/
[بریتانیا]/ˈsevjɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نجات‌دهنده; رهایی‌دهنده; کسی که نجات می‌دهد

جملات نمونه

the Convent of St Saviour

صومعه سنت ساور

I saw myself as the saviour of my country.

من خودم را ناجی کشورم می دیدم.

The people clearly saw her as their saviour.

مردم به وضوح او را به عنوان نجات‌بخش خود می‌دیدند.

He emerged as the potential saviour of the club.

او به عنوان ناجی احتمالی باشگاه ظاهر شد.

I am either your saviour or your nemesis.

من یا نجات دهنده شما هستم یا دشمن شما.

They forgat God their saviour, which had done great things in Egypt;

آنها خدا، نجات‌بخش خود را فراموش کردند که کارهای بزرگی در مصر انجام داده بود.

In GermanAustria his fame was that of a saviour, and the mere mention of his name brought balm to the suffering and surcease of sorrow to the afflicted...

در اتریش آلمان، شهرت او یک نجات دهنده بود و صرفاً اشاره به نام او تسکین به رنج و پایان غم و اندوه به آسیب دیدگان می رساند...

نمونه‌های واقعی

There's a saviour, and the saviour is the windmill.

نجات دهنده آسیاب است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

The subject, Ernest Ceriani, is depicted as a charismatic, slick-haired saviour.

ارنست سریانی به عنوان یک ناجی کاریزماتیک و با موهای مرتب به تصویر کشیده شده است.

منبع: The Economist (Summary)

He is both survivor and saviour.

او هم یک بازمانده و هم یک ناجی است.

منبع: Secrets of Masterpieces

A champion, the saviour of them all.

قهرمان، ناجی همه آنها.

منبع: Lost Girl Season 2

This little baby really was seen as a saviour.

این نوزاد کوچک واقعاً به عنوان یک ناجی دیده می شد.

منبع: "BBC Documentary Versailles Palace" detailed explanation

" This is my greatest friend and the saviour of my life, " said Caspian.

" این بهترین دوست من و ناجی زندگی من است، " گفت کاسپین.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Phileas Fogg, the saviour of Aouda, that brave and generous man, a robber!

فیلیاس فوگ، ناجی آودا، آن مرد شجاع و سخاوتمند، یک دزد!

منبع: Around the World in Eighty Days

The defiant rebel is dying a saviour's death, arms flung wide like the crucified Christ.

متمرد سرسخت در حال مرگ به عنوان یک ناجی است، با دستانی که مانند مسیح مصلوب باز شده اند.

منبع: The Power of Art - Pablo Picasso

Sometimes, the vehement “No! ” from people could be a saviour to you.

گاهی اوقات، "نه" قاطعانه مردم می تواند برای شما نجات دهنده باشد.

منبع: Advice from successful people

On his arrival there, quite recovered, he overwhelmed his saviour with thanks.

با رسیدن او به آنجا، کاملاً بهبودی یافته بود، او را با تشکر فرا گرفت.

منبع: Gentleman Thief

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید