my savior
نجات دهنده من
savior complex
پیچش نجات دهنده
savior figure
شخصیت نجات دهنده
savior role
نقش نجات دهنده
savior mentality
ذهنیت نجات دهنده
divine savior
نجات دهنده الهی
savior spirit
روح نجات دهنده
savior mission
ماموریت نجات دهنده
savior archetype
نماد نجات دهنده
savior icon
نماد نجات دهنده
the hero was seen as the savior of the village.
قهرمان به عنوان نجاتدهنده دهکده دیده میشد.
many believe that technology is the savior of modern society.
بسیاری معتقدند که فناوری ناجی جامعه مدرن است.
in times of crisis, a true savior emerges.
در زمان بحران، یک ناجی واقعی ظهور میکند.
she felt like a savior when she rescued the stray dog.
وقتی سگ ولگرد را نجات داد، احساس کرد که یک ناجی است.
the community hailed him as their savior.
جامعه او را به عنوان ناجی خود مورد تحسین قرار داد.
he was regarded as the savior of the team after leading them to victory.
او پس از هدایت آنها به سمت پیروزی به عنوان ناجی تیم مورد توجه قرار گرفت.
some see education as the savior of the future generation.
برخی آموزش را به عنوان ناجی نسل آینده میبینند.
in literature, the savior often faces great challenges.
در ادبیات، ناجی اغلب با چالشهای بزرگی روبرو میشود.
she became a savior for those in need of help.
او به ناجی کسانی که به کمک نیاز داشتند تبدیل شد.
his innovative ideas were seen as a savior for the struggling company.
ایدههای نوآورانه او به عنوان ناجی شرکت در حال دست و پا زدن دیده میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید