scale

[ایالات متحده]/skeɪl/
[بریتانیا]/skeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از نشانه‌ها یا اعداد که اندازه یا مقدار چیزی را نشان می‌دهد؛ سیستمی از اعداد، مقادیر یا سطوح که برای اندازه‌گیری یا مقایسه چیزها استفاده می‌شود؛ ابزاری برای وزن کردن چیزها یا مقایسه مقادیر؛ اندازه یا وسعت چیزی؛ تکه‌ای کوچک، نازک و صاف از ماده
vi. بالا رفتن از چیزی، به‌ویژه چیزی بلند و دشوار برای صعود؛ اندازه یا مقدار چیزی را اندازه‌گیری کردن؛ مقیاس یا رسوبات را از چیزی برداشتن؛ به صورت لایه‌های نازک جدا شدن
vt. بالا رفتن یا عبور کردن از چیزی؛ اندازه یا مقدار چیزی را اندازه‌گیری کردن؛ مقیاس یا رسوبات را از چیزی برداشتن؛ اندازه یا مقدار چیزی را بر اساس نسبت خاصی تعیین کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

weighing scale

ترازو توزین

musical scale

مقیاس موسیقی

large scale

مقیاس بزرگ

small scale

مقیاس کوچک

production scale

مقیاس تولید

full scale

مقیاس کامل

in scale

در مقیاس

economies of scale

اقتصاد‌های مقیاس

time scale

مقیاس زمانی

industrial scale

مقیاس صنعتی

scale economy

اقتصاد مقیاس

scale effect

اثر مقیاس

big scale

مقیاس بزرگ

gray scale

مقیاس خاکستری

scale model

مدل مقیاس

on a scale

در مقیاس

scale up

مقیاس‌بندی

medium scale

مقیاس متوسط

richter scale

مقیاس ریشتر

laboratory scale

مقیاس آزمایشگاهی

جملات نمونه

the scale on a thermometer

مقیاس روی یک دماسنج

the inhuman scale of the dinosaurs.

مقیاس inhuman دایناسورها

a large scale corporation

یک شرکت بزرگ مقیاس.

a scale to measure sth.

مقیاسی برای اندازه گیری چیزی

scale the wall by a ladder

دیوار را با استفاده از یک نردبان مقیاس کنید

a scale of equal temperament

مقیاس کوک برابر

Scale and clean the fish.

ترازو و ماهی را تمیز کنید.

a full-scale invasion of the mainland.

تهاجم تمام‌عیار به سرزمین اصلی.

no one foresaw the scale of the disaster.

هیچ کس پیش‌بینی نکرد که فاجعه تا چه حد گسترده خواهد بود.

the scale of C major.

مقیاس دو ماژور

a small-scale research project.

یک پروژه تحقیقاتی کوچک مقیاس

This is a map in the scale of one-millionth.

این یک نقشه در مقیاس یک میلیونم است.

نمونه‌های واقعی

Tip the scale of the brave and bold.

تعادل شجاعت و دلاوری را به هم بزنید.

منبع: Villains' Tea Party

I did not specify on what scale.

من مشخص نکردم که در چه مقیاسی.

منبع: How I Met Your Mother: The Romantic History of My Parents (Season 6)

In other words it can achieve economies of scale.

به عبارت دیگر، می تواند به صرفه جویی در مقیاس دست یابد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 9

The buds of trees have brown scales over them.

برگه‌های درختان دارای فلس‌های قهوه‌ای هستند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

So we scaled this process up to architectural scale.

بنابراین، ما این فرآیند را تا مقیاس معماری افزایش دادیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

And beyond the pale, you tip the scales with record-setting veggies.

و فراتر از حد انتظار، شما با سبزیجات رکورددار، تعادل را به هم می‌زنید.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

D) Expand the scale of fish-farming continuously.

D) به طور مداوم مقیاس پرورش ماهی را گسترش دهید.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

But the difference is the time scale.

اما تفاوت در مقیاس زمانی است.

منبع: Jack Dorsey's speech

Horrors on a scale that defy description.

وحشت‌هایی در مقیاسی که وصف آن را دور می‌کند.

منبع: VOA Daily Standard March 2017 Collection

One is just the scale that's needed.

یکی فقط مقیاسی است که مورد نیاز است.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید