barter

[ایالات متحده]/ˈbɑːtə(r)/
[بریتانیا]/ˈbɑːrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. مبادرت به تجارت از طریق تبادل کالا به جای استفاده از پول؛ تبادل کالا یا خدمات از طریق مذاکره
vt. تبادل کالا یا خدمات با استفاده از کالا به عنوان پرداخت
n. عمل تبادل کالا یا خدمات بدون استفاده از پول؛ تجارت کالا یا خدمات برای کالا یا خدمات دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

barter trade

معاوضه

barter away

معاوضه کردن

جملات نمونه

barter rice for textiles

معاوضه برنج با منسوجات

he often bartered a meal for drawings.

او اغلب یک وعده غذایی را در ازای نقاشی‌ها معامله می‌کرد.

We bartered for furs with tobacco and rubber.

ما در ازای پوست، تنباکو و لاستیک معامله کردیم.

Farmers bartered rice for machinery.

کشاورزان برنج را در ازای ماشین‌آلات معامله کردند.

We will never barter away principles.

ما هرگز اصول را معامله نخواهیم کرد.

The mountaineers bartered between each other.

کوهنوردان با یکدیگر معامله کردند.

They bartered farm products for machinery.

آنها محصولات کشاورزی را در ازای ماشین‌آلات معامله کردند.

They have arranged food imports on a barter basis.

آنها واردات مواد غذایی را بر اساس مبادله تنظیم کرده‌اند.

Chickens,goats and rabbits were offered for barter at the bazaar.

مرغ‌ها، بزها و خرگوش‌ها برای معامله در بازار عرضه شدند.

To solve cash income problem, collier OJ is obliged to carry barter transaction, raise debt, accept admeasure and allowance to live with hardship.

برای حل مشکل درآمد نقدی، کولیه OJ ملزم به انجام معامله مبادله، افزایش بدهی، پذیرش اندازه‌گیری و کمک هزینه برای زندگی با سختی است.

نمونه‌های واقعی

Without any form of money, you would have to be bartering.

بدون هیچ‌گونه پول، باید مشغول مبادله کالا بود.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

In what way? Only ten years ago, you could barter for things, but now it's all cash.

چگونه؟ فقط ده سال پیش، می‌توانستید برای به دست آوردن کالاها مبادله کنید، اما اکنون همه چیز نقد است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Just exchange of gifts, or maybe barter.

فقط تبادل هدیه یا شاید مبادله کالا.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Just the exchange of gifts, or maybe barter.

فقط تبادل هدیه یا شاید مبادله کالا.

منبع: PBS Fun Science Popularization

While you still have something to barter with.

تا زمانی که هنوز چیزی برای مبادله داشته باشید.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

Such exchanges that do not involve money are known as bartering.

تبادلاتی که شامل پول نمی‌شود، مبادله کالا نامیده می‌شود.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

Now, that medium of exchange means we're not stuck in the barter system.

اکنون، آن وسیله تبادل به این معناست که در سیستم مبادله کالا گیر نخواهیم افتاد.

منبع: Economic Crash Course

What the Earth gives the farmer, the city dweller buys, sells or barters.

آنچه زمین به کشاورز می‌دهد، ساکن شهر می‌خرد، می‌فروشد یا مبادله می‌کند.

منبع: Home Original Soundtrack

So a resident came up with a barter system that aims to address two problems.

بنابراین، یک ساکن یک سیستم مبادله کالا را طراحی کرد که هدف آن رفع دو مشکل است.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

It'd be bartering being like, you want one of my apples for a cheese string?

این مبادله کالا خواهد بود، مثلاً، آیا می‌خواهید یکی از سیب‌های من را در ازای یک رشته پنیر داشته باشید؟

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید