hold

[ایالات متحده]/həʊld/
[بریتانیا]/hoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. داشتن مالکیت؛ نگه داشتن؛ داشتن؛ بازداشتن
vi. ادامه دادن؛ حمایت کردن؛ معتبر بودن
n. نگهداری؛ کنترل

عبارات و ترکیب‌ها

hold tight

سفت نگه دار

hold on

صبر کن

on hold

در حالت انتظار

get hold of

تماس گرفتن با

take hold

تصدی گرفتن

hold in

نگه داشتن

hold good

معتبر بودن

hold up

نگه داشتن، متوقف کردن

hold back

کش دادن

hold out

امیدوار بودن

please hold on

لطفا صبر کنید

hold down

نگه داشتن پایین

hold fast

محکم بمان

hold for

نگه داشتن برای

hold onto

نگه داشتن

hold by

اعتماد کردن

hold with

همراه داشتن

take hold of

گرفتن

hold true

صادق بودن

جملات نمونه

to hold sb. culpable

مسئول دانستن کسی

hold it for a count of seven.

آن را برای هفت به دست داشته باشید.

take hold of sth.

چیز چیزی را در دست بگیرید.

Hold the pen so.

قلم را به این شکل نگه دارید.

hold a converse with the teacher

گفتگویی با معلم داشته باشید

hold a person incommunicado

یک شخص را در انزوا نگه دارید

hold no liability for damages

مسئولیت خسارت را به عهده نداشته باشید

stow the hold with cargo

بار را در محفظه نگهداری کنید

hold debate with oneself

بحث با خود داشته باشید

hold discourse with sb.

گفتگو با کسی کردن

hold a farewell entertainment

برگزاری یک مراسم خداحافظی

hold a sheep by the horns

یک گوسفند را از شاخ‌ها نگه دارید

hold a person in obedience

یک شخص را در اطاعت نگه دارید

hold a military review

بررسی نظامی برگزار کنید

Hold the brush so.

به این شکل قلم‌مو را نگه دار.

نمونه‌های واقعی

Many international conferences have been held at Geneva.

بسیاری از کنفرانس‌های بین‌المللی در ژنو برگزار شده‌اند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Those boundaries don't hold up very well.

آن مرزها خیلی خوب مقاومت نمی‌کنند.

منبع: Ancient Wisdom and Contemporary Love (Audio Version)

Where is the meeting to be held?

جلسه کجا برگزار خواهد شد؟

منبع: IELTS Listening

But I know our good luck will not hold.

اما می‌دانم خوش شانسی ما دوام نخواهد داشت.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

" Hold them accountable" means make them take responsibility.

" مسئول کردن آنها" به معنای وادار کردن آنها به پذیرش مسئولیت است.

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

Iranian state TV said those responsible would be held accountable.

تلویزیون دولتی ایران گفت که افراد مسئول باید پاسخگو باشند.

منبع: BBC Listening Collection January 2020

Maybe hold your arms above your head.

شاید دست‌های خود را بالای سر خود نگه دارید.

منبع: Grammar Lecture Hall

Wait, wait, no. Hold on. Hold on.

صبر کن، صبر کن، نه. نگه دار. نگه دار.

منبع: Modern Family - Season 08

I wondered how Chris was holding up.

من تعجب کردم که کریس چگونه مقاومت می‌کرد.

منبع: 30-Day Habit Formation Plan

The two countries have been holding meetings and negotiations for months.

این دو کشور برای ماه‌ها در حال برگزاری جلسات و مذاکرات بوده‌اند.

منبع: CNN Listening July 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید