impart knowledge
انتقال دانش
impart wisdom
انتقال خرد
impart a subtle flavor; impart some advice.
ارائه یک طعم ظریف؛ ارائه مشاوره
persuaded to impart the secret.
متقاعد شدند راز را آشکار کنند.
Condiments impart flavour to food.
غلیظ کردن ها طعم را به غذا اضافه می کنند.
A teacher's aim is to impart knowledge.
هدف یک معلم این است که دانش را منتقل کند.
the teachers imparted a great deal of knowledge to their pupils.
معلمان مقدار زیادی دانش را به شاگردان خود منتقل کردند.
Monosodium glutamate impart flavo(u)r to food.
مونوسدیم گلوتامات طعم را به غذا میبخشد.
A good teacher imparts wisdom to his pupils.
یک معلم خوب خرد را به شاگردان خود منتقل میکند.
She imparted the secret to her boyfriend.
او راز را به دوست پسرش منتقل کرد.
The furnishings in the room imparted an air of elegance.
مبلمان اتاق، فضایی از ظرافت را القا میکرد.
The good teacher imparts wisdom to his pupils.
یک معلم خوب خرد را به شاگردان خود منتقل میکند.
He imparted the information to his friend.
او اطلاعات را به دوستش منتقل کرد.
The news must not be imparted to the patient.
این خبر نباید به بیمار منتقل شود.
The music imparts a feeling of excitement to the film.
موسیقی احساسی از هیجان را به فیلم منتقل میکند.
this racket enables the player to impart more spin to the ball.
این راکت به بازیکن این امکان را میدهد که چرخش بیشتری به توپ منتقل کند.
Psychic Chirurgery. You repair psychic damage and impart knowledge of new powers.
جراحی روانی. شما به ترمیم آسیبهای روانی میپردازید و دانش قدرتهای جدید را منتقل میکنید.
Only the president's strong control was able to impart some sense of seriousness to the meeting.
فقط کنترل قوی رئیسجمهور توانست تا حدودی حس جدی بودن را به جلسه منتقل کند.
its main use has been to impart a high surface gloss to finished articles.
کار اصلی آن این بوده است که به محصولات نهایی یک سطح براق ببخشد.
Mei's father is a famous lensman and he intended to impart the skill of the photography to his bright and intelligent daughter when Mei was in her infancy.
پدر مِی یک عکاس مشهور است و قصد داشت وقتی مِی در نوجوانی بود، مهارت عکاسی را به دختر باهوش و باهوش خود منتقل کند.
22.The famous scientist _____ his success to hard work.A. imparted B. ascribed C. sauntered D.
22. دانشمند مشهور _____ موفقیت خود را به تلاش سخت نسبت داد. A. منتقل کرد B. نسبت داد C. قدم زد D.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید