feeling sick
احساس بد بودن
sick leave
مرخصی استعلاجی
sickbed
تخت بيماري
sickly
بیمارگونه
sickening
بیمبرانگیز
sickening feeling
احساسي ناراحت کننده
sickening sight
صحنه ای ناراحت کننده
sickly sweet
به طرز ناراحت کننده ای شیرین
feel sick
احساس بد کردن
sick of
خسته از
get sick
بيمار شدن
got sick
بیمار شدم
sick with
بیمار با
so sick
خیلی بد
look sick
خسته به نظر رسیدن
fall sick
بیمار شدن
sick at
حالت تهوع داشتن
sick person
بیمار
take sick
بیمار شدن
sick days
مرخصی استعلاجی
make sick
بیمار کردن
on sick leave
در مرخصی استعلاجی
on the sick
بیمار
sick pay
پرداخت حقوق در زمان بیماری
sick building syndrome
بیماری ناشی از ساختمان
sick of it all.
ديگه از همه خسته شدم.
The sick man is no better.
مرد بیمار بهتر نشده است.
a sick office building.
یک ساختمان اداری بیمار.
visit the sick and dying.
از بیماران و در حال مرگ دیدار کنید.
The sick child whimpered.
بچه بیمار ناله کرد.
The sick woman groaned.
زن بیمار آه کشید.
The sick woman moaned.
زن بیمار زاری کرد.
She is sick at heart.
او از ته دل بیمار است.
he felt sick with apprehension.
او احساس تهوع و نگرانی کرد.
I'm sick to death of you.
من از شما خسته شده ام.
he is off on sick leave.
او در مرخصی است.
the occupational sick pay scheme.
طرح پرداخت حقوق به دلیل بیماری شغلی
he was sick for a sight of her.
او برای دیدنش بیمار بود.
The stench that assailed him turned him horribly sick.
بوی تعفن که او را مورد حمله قرار گرفت، او را به شدت مريض کرد.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)And your job! We always called in sick!
و کار شما! ما همیشه دروغ میگفتیم که مریض هستیم!
منبع: Dad teaches you grammar.My purpose is to heal the sick and injured.
هدف من درمان بیماران و مجروحان است.
منبع: Big Hero 6What's the matter? Are you sick again?
چه شده؟ دوباره مریض شدی؟
منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)It is counted as paid sick leave.
به عنوان مرخصی استعلاجی با حقوق محاسبه میشود.
منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)Her manager confirmed she called in sick today.
مدیرش تایید کرد که امروز مرخصی استعلاجی گرفته است.
منبع: English little tyrantWorst hit are the sick, the elderly and children.
بیماران، افراد مسن و کودکان بیشتر آسیب دیده اند.
منبع: The Economist (Summary)I was going to, but she called in sick.
قرار بود انجام دهم، اما او مرخصی استعلاجی گرفت.
منبع: The Big Bang Theory Season 10I see... so you’re calling in sick?
فهمیدم... پس شما مرخصی استعلاجی میگیرید؟
منبع: EnglishPod 1-50I am sick and tired of the women I know being sick and tired.
من از اینکه زنانی که میشناسم خسته و بیمار هستند، خسته و بیمار شده ام.
منبع: TED Talks (Video Edition) January 2019 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید