ailing economy
اقتصاد رو به زوال
She has been ailing for weeks.
او هفتههاست که بیمار است.
The ailing economy is causing concerns among investors.
اقتصاد ضعیف باعث نگرانی سرمایهگذاران شده است.
The ailing patient was admitted to the hospital for further tests.
بیمار ضعیف برای انجام آزمایشهای بیشتر به بیمارستان بستری شد.
The ailing company is struggling to stay afloat.
شرکت ضعیف برای زنده ماندن در تلاش است.
Her ailing grandmother needs constant care.
مادربزرگ بیمار او به مراقبتهای مداوم نیاز دارد.
The ailing industry is in need of innovation.
صنعت ضعیف به نوآوری نیاز دارد.
He visited his ailing friend in the hospital.
او از دوست بیمار خود در بیمارستان ملاقات کرد.
The ailing car broke down on the highway.
ماشین ضعیف در بزرگراه از کار افتاد.
The ailing tree was unable to bear fruit.
درخت ضعیف قادر به باردار شدن نبود.
The ailing singer gave a heartfelt performance despite her illness.
خواننده بیمار با وجود بیماریاش یک اجرا از صمیم قلب ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید