moan

[ایالات متحده]/məʊn/
[بریتانیا]/moʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. صدای کم و اندوهگینی را ادا کردن؛ عدم رضایت یا درد را ابراز کردن
n. صدای کم و اندوهگین؛ شکایت یا ابراز عدم رضایت

عبارات و ترکیب‌ها

moan softly

ناله آرام

a loud moan

ناله بلند

moan in agony

ناله در عذاب

moan with pleasure

ناله با لذت

moan in despair

ناله در ناامیدی

جملات نمونه

She let out a soft moan of pleasure.

او با لذت آهی آرام بیرون داد.

He couldn't help but moan in pain.

او نتوانست جلوی آه کشیدن از درد را بگیرد.

The wind made the old house moan.

باد باعث شد خانه قدیمی آه بکشد.

He let out a loud moan when he saw the bill.

وقتی صورت‌حساب را دید، آه بلند بیرون داد.

She moaned about the long hours at work.

او در مورد ساعات طولانی کار آه کشید.

The dog let out a low moan as it lay in the sun.

سگ در حالی که زیر نور آفتاب دراز کشیده بود، آهی آرام بیرون داد.

He let out a moan of despair when he realized he had lost his wallet.

وقتی متوجه شد کیف پولش را گم کرده است، آه ناامیدی بیرون داد.

The patient moaned with pain as the doctor examined the wound.

بیمار در حالی که پزشک زخم را معاینه می‌کرد، از درد آه می‌کرد.

She couldn't help but moan with pleasure as she tasted the delicious food.

وقتی غذای خوشمزه را چشید، نتوانست جلوی آه لذت‌بخش خود را بگیرد.

The old floorboards would moan and creak under their weight.

کف‌پوش‌های قدیمی زیر وزن آن‌ها آه و ناله می‌کردند و صدا می‌دادند.

نمونه‌های واقعی

Hagrid let out a moan of longing.

هاگرید آهی از دلتنگی کشید.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

It's tempting to dismiss such moans.

نادیده گرفتن چنین آه هایی وسوسه انگیز است.

منبع: Cultural Discussions

Sweet moans, sweeter smiles, all the dovelike moans beguiles.

آه های شیرین، لبخندهای شیرین تر، همه آه های شبیه به شیطان فریبنده است.

منبع: The Song of Innocence and Experience

The Ruhr has been moaning for decades.

راور در دهه‌هاست که آه می‌کشد.

منبع: The Economist - International

Hermione gave a little moan in his ear.

هرمیون در گوشش آهی آرام کشید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

There was a low moan from the other end of the ward.

از انتهای دیگر بخش، آهی آرام به گوش رسید.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

He listened for the tiny voice to moan and cry.

او به دقت گوش می‌کرد تا صدای کوچک آه و ناله کند.

منبع: The Adventures of Pinocchio

" Help me! " he moaned to Hermione.

"کمک کن!" او به هرمیون آه گفت.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Greenish blood trickled down into his beard as he gave a soft moan of satisfaction.

خون سبز رنگ به ریشش می‌چکید، در حالی که با آهی از رضایت، آن را لمس می‌کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

At other times there were curious groans and moans.

در زمان‌های دیگر، زمزمه‌ها و آه های عجیب و غریبی وجود داشت.

منبع: American Elementary School English 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید