sight

[ایالات متحده]/saɪt/
[بریتانیا]/saɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بینایی؛ میدان بینایی؛ دیدن، مشاهده کردن؛ صحنه، منظره
vt. دیدن؛ هدف قرار دادن؛ مشاهده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sightseeing

گردشگری

sightseer

گردشگر

sight unseen

دیدن بدون دیدن

at first sight

در نگاه اول

in sight

در دید

out of sight

دور از چشم

first sight

در نگاه اول

lose one's sight

کور شدن

lose sight of

از دست دادن دید

at sight

در لحظه دیدن

line of sight

خط دید

catch sight of

دیدن به طور اتفاقی

on sight

در صورت دیدن

within sight

در محدوده دید

sight draft

پیش‌نویس دید

draft at sight

پیش‌نویس در دید

in sight of

در دیدِ

within sight of

در محدوده دیدِ

a sight of

نگاهی به

lost sight of

دید را از دست دادن

payable at sight

قابل پرداخت عندالنظر

جملات نمونه

a habitual sight in winter

یک منظره همیشگی در زمستان

loathe the sight of food

منظره غذا را متنفر هستم

sicken at the sight of blood

دیدن خون، او را مريض می‌کرد.

take a sight at the sun

به خورشید نگاهی بینداز

the sights of London.

مناظر لندن.

he was sick for a sight of her.

او برای دیدنش بیمار بود.

It's a sight to make one scunner.

این صحنه ای است که باعث انزجار می شود.

What a sight you are!

چه منظره ای هستید!

become queasy at the sight of sb.

در دیدن کسی احساس تهوع کنید.

A sight of people were there.

گروهی از مردم آنجا بودند.

bought the horse sight unseen.

اسب را بدون دیدن خرید.

It cost him a sight of money.

خیلی برایش هزینه داشت.

She caught a sight of me.

او نگاهی به من انداخت.

He is hysterical at the sight of the photo.

او در دیدن عکس به شدت مضطرب است.

hoping for a sight of land; caught sight of a rare bird.

امیدوار به دیدن خشکی؛ نگاهی به یک پرنده کمیاب انداخت.

Any intruders will be shot on sight.

هرگونه متجاوز به سرعت مورد اصابت گلوله قرار خواهد گرفت.

نمونه‌های واقعی

The old country, bathed in a bright moon, Is an overwhelming sight!

کشور قدیمی، غرق در یک ماه کامل، صحنه ای طاقت فرسا است!

منبع: Selected Literary Poems

Let yourself fall in love, break free, and set your sights high.

به خودتان اجازه دهید عاشق شوید، آزاد شوید و اهداف خود را بالا ببرید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

You better set your sights over there.

شاید بهتر باشد چشم انداز خود را آنجا تنظیم کنید.

منبع: Selected Romantic Wolves of the Jungle

We enjoyed seeing the sights of Kyoto.

ما از دیدن مناظر کیوتو لذت بردیم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

It would be a really bizarre sight.

یک صحنه بسیار عجیب و غریب خواهد بود.

منبع: Listening Digest

You could lower your sights a little.

شاید کمی چشم انداز خود را پایین بیاورید.

منبع: Modern Family - Season 05

It is a beautiful sight to see.

تماشای آن یک منظره زیبا است.

منبع: Selected English short passages

Secondly, it will also affect our sight.

ثانیاً، این بر بینایی ما نیز تأثیر می گذارد.

منبع: Intermediate English short passage

This just means that you see the sights.

این فقط به این معنی است که شما مناظر را می بینید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Here the soldiers are fraternising — an incongruous sight, to say the least.

در اینجا سربازان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند - به طور خلاصه، یک صحنه ناهمگون.

منبع: The Apocalypse of World War II

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید