sinking ship
کشتی غرق شده
sinking feeling
احساس غرق شدن
sinking economy
اقتصاد رو به زوال
sinking into depression
غرق شدن در افسردگی
sinking fast
به سرعت در حال غرق شدن
shaft sinking
غرق شدن محوری
die sinking
در حال غرق شدن مردن
a sinking at the heart
فرو رفتن در قلب
The sun was sinking in the west.
خورشید در غرب در حال غروب بود.
He is sinking fast.
او به سرعت در حال فرو رفتن است.
The sun is sinking in the west.
خورشید در غرب در حال غروب بود.
The water is sinking into the ground.
آب به درون زمین نفوذ میکند.
won the championship by sinking a clutch putt.
او مسابقات قهرمانی را با گل زدن در لحظه حساس برد.
John found himself sinking fast in financial quicksand.
جان متوجه شد که به سرعت در باتلاق مالی غرق میشود.
Sam felt the ground sinking beneath his feet.
سام احساس کرد که زمین زیر پای او در حال فرو رفتن است.
the doctor concluded that the lad was sinking fast.
پزشک نتیجه گرفت که پسر به سرعت در حال وخامت است.
English players sinking a few post-match lagers.
بازیکنان انگلیسی در حال نوشیدن چند لیوان آبجو پس از مسابقه هستند.
The patient is sinking fast. The family sank into a state of disgrace.
بیمار به سرعت در حال وخیم شدن است. خانواده به حالتی از بدنامی فرو رفتند.
while everyone is having a blast I am sinking into the Slough of Despond.
در حالی که همه خوش گذرانی میکنند، من در حال غرق شدن در مرداب ناامیدی هستم.
they have fled like rats from a sinking ship.
آنها مانند موشها از یک کشتی غرق شده فرار کردهاند.
He had a sudden sinking feeling in the pit of his stomach.
او ناگهان احساس غرق شدن در ته معدهاش کرد.
Use words, not violence, or you’ll just be sinking to their level.
از کلمات استفاده کنید، نه خشونت، در غیر این صورت فقط به سطح آنها سقوط خواهید کرد.
The morale of the enemy troops is sinking lower every day.
روحیه سربازان دشمن هر روز کمتر میشود.
In course of sinking the well-shaft they came upon a deposit of a very rare mineral.
در حین حفر چاه، آنها به یک ذخیره از یک ماده معدنی بسیار کمیاب برخورد کردند.
she grabbed Anna's arm, her fingers sinking into the flesh.
او بازوی آنا را گرفت، انگشتانش در گوشت فرو رفت.
Every type of boat was pressed into service to rescue passengers from the sinking ferry.
از هر نوع قایق برای نجات مسافران از کشتی تفریحی غرق شده استفاده شد.
I might have known he’d be the first rat to desert this sinking ship!
شاید میدانستم که او اولین موشی خواهد بود که این کشتی غرق شده را ترک میکند!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید