submerging thoughts
غرق شدن در افکار
submerging emotions
غرق شدن در احساسات
submerging fears
غرق شدن در ترسها
submerging feelings
غرق شدن در احساسات
submerging issues
غرق شدن در مشکلات
submerging ideas
غرق شدن در ایدهها
submerging pain
غرق شدن در درد
submerging risks
غرق شدن در خطرات
submerging doubts
غرق شدن در تردیدها
submerging worries
غرق شدن در نگرانیها
submerging the vegetables in water helps to clean them thoroughly.
قرار دادن سبزیجات در آب به تمیز کردن کامل آنها کمک می کند.
the diver enjoys submerging in the ocean to explore marine life.
غواص از غوطه ور شدن در اقیانوس برای کاوش در حیات دریایی لذت می برد.
submerging the toy in water made it sink quickly.
غوطه ور کردن اسباب بازی در آب باعث شد به سرعت غرق شود.
they are submerging the old ship as part of an art installation.
آنها در حال غوطه ور کردن کشتی قدیمی به عنوان بخشی از یک نصب هنری هستند.
submerging your feet in warm water can relieve stress.
غوطه ور کردن پاها در آب گرم می تواند استرس را کاهش دهد.
he enjoys submerging himself in books during the weekend.
او از غوطه ور شدن در کتاب ها در آخر هفته لذت می برد.
submerging the sponge in water makes it easier to clean.
غوطه ور کردن اسفنج در آب باعث می شود تمیز کردن آن آسان تر شود.
the artist is submerging colors in water to create a unique effect.
هنرمند در حال غوطه ور کردن رنگ ها در آب برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد است.
submerging the cake in chocolate adds a delicious layer.
غوطه ور کردن کیک در شکلات یک لایه خوشمزه اضافه می کند.
submerging the camera underwater allows for stunning photography.
غوطه ور کردن دوربین در زیر آب امکان گرفتن عکس های خیره کننده را فراهم می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید