industrious

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌstriəs/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌstriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت‌کوش، کوشا

عبارات و ترکیب‌ها

industrious worker

کارگر کوشا

جملات نمونه

If the tiller is industrious,the farmland is productive.

اگر دستان در دستر کار کوشا باشند، زمین کشاورزی بارور خواهد بود.

He isn't particularly clever but industrious.

او به‌ویژه باهوش نیست، اما کوشا است.

He is industrious about his study.

او در مورد تحصیلات خود کوشا است.

The ant is the most industrious animal; however, it is the most taciturn one.

مورچه سخت‌کوش‌ترین حیوان است؛ با این حال، بیشترین سکوت را دارد.

they were famed as an industrious, peaceable, practical people.

آنها به عنوان مردم سخت کوش، صلح طلب و عملی مشهور بودند.

The raspberries were harvested by industrious workers.

توت فرنگی‌ها توسط کارگران کوشا برداشت شد.

And others of them have said that he was an industrious plodder rather than an original thinker.

و دیگران گفته‌اند که او یک سخت‌کوش بود تا یک متفکر خلاق.

Conclusion: Early diagnoses,the industrious observation,early processes may enhance the curing rate of the imbedibility.

نتیجه‌گیری: تشخیص‌های زودهنگام، مشاهده کوشا، فرآیندهای اولیه ممکن است نرخ بهبودی قابلیت تعبیه را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید