diligent in
کوشا در
Diligent students occasionally fail this subject.
دانشجویان کوشا گاهی اوقات در این درس مردود میشوند.
The boy is more diligent than anybody else.
پسربا پشتکار بیشتری از هر کسی دیگر است.
He made a diligent attempt to learn Russian.
او برای یادگیری زبان روسی تلاش کوشایی کرد.
He is diligent in whatever he does.
او در هر کاری که انجام میدهد کوشا است.
He is the more diligent of the two boys.
او از بین دو پسر، کوشاتر است.
He is diligent rain or shine he does.
او در هر شرایطی، با تلاش و کوششی کار خود را انجام میدهد.
after diligent searching, he found a parcel.
پس از جستجوی کوشا، او یک بسته پیدا کرد.
A diligent detective investigates all clues.
یک کارآگاه کوشا تمام سرنخها را بررسی میکند.
A spotless stove told us that his mother is a diligent housekeeper.
یک اجاق گاز تمیز به ما نشان داد که مادرش یک مدیر خانه کوشا است.
You haven’t dexterity of chook , saponaceous of duck , faithfulness of dog , diligent of cattle.
شما مهارت مرغ، صابونی اردک، وفاداری سگ و کوششی گاو را ندارید.
plying a knife and fork with gusto); the term also applies to the regular and diligent engagement in a task or pursuit (
استفاده از چاقو و چنگال با اشتیاق); این اصطلاح همچنین برای تعامل منظم و کوشا با یک کار یا تعقیب (
Though he's not clever, he's a diligent worker and has often done well in the examinations.
اگرچه باهوش نیست، یک کارگر کوشا است و اغلب در امتحانات خوب عمل کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید