slow-moving

[ایالات متحده]/ˌsləʊˈmuːvɪŋ/
[بریتانیا]/ˌsloʊˈmuːvɪŋ/

ترجمه

adj. با سرعت کم در حال حرکت یا عمل کردن؛ با سرعت کم یا با تقاضای کم به فروش رفتن؛ با کندی یا تاخیر مشخص شده.

عبارات و ترکیب‌ها

slow-moving traffic

ترافیک کند

slow-moving river

رودخانه آرام

slow-moving process

فرآیند آهسته

slow-moving crowd

جمعیت کند

slow-moving train

قطار آهسته

slow-moving glacier

یخچال آهسته

slow-moving car

ماشین آهسته

slow-moving progress

پیشرفت آهسته

slow-moving line

صف کند

جملات نمونه

the slow-moving traffic made us late for the meeting.

ترافیک کند باعث تاپیاسیم برای جلسه.

we watched the slow-moving clouds drift across the sky.

ما تماشا کردیم ابرهای کند در سراسر آسمان حرکت کنند.

the slow-moving river wound its way through the valley.

رودخانه کند راه خود را در میان دره پیچاند.

despite the slow-moving progress, we remained optimistic.

با وجود پیشرفت کند، ما خوش بین ماندیم.

the slow-moving caravan trudged across the desert.

کاروان کند در صحرا به سختی پیش رفت.

a slow-moving train passed by the station.

یک قطار کند از کنار ایستگاه عبور کرد.

the slow-moving glacier carved a path through the mountains.

گلویسن کند مسیری را در میان کوه ها ایجاد کرد.

we enjoyed the slow-moving pace of life in the countryside.

ما از سرعت زندگی کند در حومه لذت بردیم.

the slow-moving caterpillar inched its way up the leaf.

کرم شبکنده کند به آرامی روی برگ بالا رفت.

the slow-moving news cycle left many feeling frustrated.

چرخه خبری کند باعث شد بسیاری احساس ناامیدی کنند.

the slow-moving process of healing took several weeks.

فرآیند کند بهبودی چندین هفته طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید