snuffed

[ایالات متحده]/snʌft/
[بریتانیا]/snʌft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فتیله یک شمع را قطع کردن؛ خاموش کردن (شعله شمع)؛ حذف کردن؛ قتل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

snuffed out

خاموش شده

snuffed candle

شمع خاموش شده

snuffed life

زندگی خاموش شده

snuffed flame

شعله خاموش شده

snuffed dreams

رویاهای خاموش شده

snuffed hope

امید خاموش شده

snuffed spirit

روح خاموش شده

snuffed passion

اشتیاق خاموش شده

snuffed laughter

خنده خاموش شده

snuffed joy

شادی خاموش شده

جملات نمونه

the candle was snuffed out by the wind.

شمع توسط باد خاموش شد.

he snuffed out his cigarette before entering the building.

او قبل از ورود به ساختمان سیگارش را خاموش کرد.

she snuffed the competition with her outstanding performance.

او با عملکرد برجسته‌اش، رقابت را از بین برد.

the detective snuffed out the criminal's escape plan.

مامور پلیس طرح فرار مجرم را خنثی کرد.

he snuffed out the last remnants of hope.

او آخرین نشانه‌های امید را از بین برد.

the team snuffed out their opponents' chances of winning.

تیم شانس پیروزی حریفان را از بین برد.

she quickly snuffed out the rumors about her departure.

او به سرعت شایعات مربوط به ترک خود را از بین برد.

the fire was snuffed out before it could spread.

آتش قبل از اینکه گسترش یابد خاموش شد.

he snuffed out his excitement when he heard the bad news.

وقتی خبر بد را شنید، هیجان خود را خاموش کرد.

the cat snuffed at the strange smell in the air.

گربه به بوی عجیب در هوا بو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید