lit AF
lit AF
he lit on a possible solution.
او به یک راه حل احتمالی رسید.
lit on the perfect solution to the problem.
او به راه حل عالی برای مشکل رسید.
the room was softly lit by a lamp.
اتاق به آرامی توسط یک چراغ روشن شده بود.
The room suddenly lit up.
ناگهان اتاق روشن شد.
a lighted (or lit ) cigarette.
یک سیگار روشن (یا روشن شده).
We lit the candle and the candle lit the room.
ما شمع را روشن کردیم و شمع اتاق را روشن کرد.
She lit a cigarette with quick, jerky movement.
او با حرکتی سریع و ناگهانی سیگاری روشن کرد.
the photographs were lit very flatly.
عکس ها به طور خیلی یکنواختی روشن شده بودند.
a gloomy corridor badly lit by oil lamps.
یک راهروی تاریک و دلگیر که به طرز بدی با چراغ های نفتی روشن شده بود.
the room was lit by a number of small lamps.
اتاق توسط تعدادی چراغ کوچک روشن شده بود.
lightning suddenly lit up the house.
ناگهان رعد و برق خانه را روشن کرد.
from the horse he lit down.
او از روی اسب پیاده شد.
he lit into him for his indiscretion.
او به خاطر بی احتیاطی او عصبانی شد.
A smile lit her face.
لبخند بر چهره او نقش بست.
a sudden flare as she lit the gas
یک شعله ناگهانی هنگام روشن کردن گاز
The bottle holds a liter of beer.
بطری یک لیتر آبجو در خود دارد.
We had lit many bonfires.
ما آتش های زیادی روشن کرده بودیم.
A quick animation lit her face.
یک انیمیشن سریع چهرهاش را روشن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید