sonant

[ایالات متحده]/ˈsɒnənt/
[بریتانیا]/ˈsɑːnənt/

ترجمه

adj. دارای صدای زنده; مربوط به صدا
n. صدای زنده; حرف زنده

عبارات و ترکیب‌ها

sonant sound

صدای همخوان

sonant cluster

خوشه‌واک همخوان

sonant vowel

حرف مصوتی همخوان

sonant letter

حرف همخوان

sonant phoneme

فنم همخوان

sonant articulation

آهنگ‌واجی همخوان

sonant harmony

هماهنگی همخوان

sonant language

زبان همخوان

sonant syllable

همخوان واکشی

sonant tone

آهنگ همخوان

جملات نمونه

the sonant sounds in the language are fascinating.

صداهای مصوّت در زبان بسیار جذاب هستند.

she practiced her sonant pronunciation every day.

او هر روز تلفظ مصوّت خود را تمرین می‌کرد.

the teacher explained the concept of sonant letters.

معلم مفهوم حروف مصوّت را توضیح داد.

in phonetics, sonant and voiceless sounds are studied.

در علم آواشناسی، صداهای مصوّت و بی‌صدا مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

sonant vowels play a crucial role in speech.

حروف مصوّت نقش مهمی در گفتار ایفا می‌کنند.

he could easily identify sonant and non-sonant sounds.

او به راحتی می‌توانست صداهای مصوّت و غیرمصوّت را تشخیص دهد.

many languages have unique sonant characteristics.

زبان‌های زیادی دارای ویژگی‌های مصوّت منحصر به فرد هستند.

the sonant quality of her voice captivated the audience.

کیفیت مصوّت صدای او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

sonant distinctions can change the meaning of words.

تمایزهای مصوّت می‌توانند معنای کلمات را تغییر دهند.

learning sonant patterns can improve language skills.

یادگیری الگوهای مصوّت می‌تواند مهارت‌های زبانی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید