aggravates

[ایالات متحده]/ˈæɡrəveɪtɪz/
[بریتانیا]/ˌægɡrəˈveɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدتر کردن چیزی؛ شدت بخشیدن به یک وضعیت یا مشکل؛ باعث می‌شود که کسی بیشتر عصبانی یا ناراحت شود

عبارات و ترکیب‌ها

aggravates the situation

تشدید وضعیت

aggravates existing problems

تشدید مشکلات موجود

aggravates the symptoms

تشدید علائم

aggravates their anxiety

افزایش اضطراب آن‌ها

aggravates the pain

تشدید درد

aggravates her allergies

تشدید آلرژی‌های او

aggravates the conflict

تشدید درگیری

جملات نمونه

stress can aggravate existing health conditions.

استرس می‌تواند مشکلات سلامتی موجود را تشدید کند.

the lack of sleep aggravates my headaches.

کمبود خواب سردرد من را تشدید می‌کند.

traffic congestion aggravates air pollution.

ترافیک سنگین آلودگی هوا را تشدید می‌کند.

his rude behavior aggravates the situation.

رفتار بی‌ادبانه او وضعیت را تشدید می‌کند.

the injury aggravated after he pushed himself too hard.

آسیب پس از اینکه او بیش از حد خود را به زحمت انداخت، تشدید شد.

prolonged exposure to noise aggravates hearing loss.

قرار گرفتن طولانی مدت در معرض صدا باعث تشدید از دست دادن شنوایی می‌شود.

the news aggravated her anxiety.

اخبار اضطراب او را تشدید کرد.

her illness aggravates with every passing day.

بیماری او با گذشت هر روز تشدید می‌شود.

the political crisis aggravates social tensions.

بحران سیاسی تنش‌های اجتماعی را تشدید می‌کند.

he tried to avoid anything that might aggravate his condition.

او سعی کرد از هر چیزی که ممکن بود وضعیت او را تشدید کند، اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید