aggravates the situation
تشدید وضعیت
aggravates existing problems
تشدید مشکلات موجود
aggravates the symptoms
تشدید علائم
aggravates their anxiety
افزایش اضطراب آنها
aggravates the pain
تشدید درد
aggravates her allergies
تشدید آلرژیهای او
aggravates the conflict
تشدید درگیری
stress can aggravate existing health conditions.
استرس میتواند مشکلات سلامتی موجود را تشدید کند.
the lack of sleep aggravates my headaches.
کمبود خواب سردرد من را تشدید میکند.
traffic congestion aggravates air pollution.
ترافیک سنگین آلودگی هوا را تشدید میکند.
his rude behavior aggravates the situation.
رفتار بیادبانه او وضعیت را تشدید میکند.
the injury aggravated after he pushed himself too hard.
آسیب پس از اینکه او بیش از حد خود را به زحمت انداخت، تشدید شد.
prolonged exposure to noise aggravates hearing loss.
قرار گرفتن طولانی مدت در معرض صدا باعث تشدید از دست دادن شنوایی میشود.
the news aggravated her anxiety.
اخبار اضطراب او را تشدید کرد.
her illness aggravates with every passing day.
بیماری او با گذشت هر روز تشدید میشود.
the political crisis aggravates social tensions.
بحران سیاسی تنشهای اجتماعی را تشدید میکند.
he tried to avoid anything that might aggravate his condition.
او سعی کرد از هر چیزی که ممکن بود وضعیت او را تشدید کند، اجتناب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید