spears

[ایالات متحده]/spɪəz/
[بریتانیا]/spɪrz/

ترجمه

v.سوم شخص مفرد فعل spear؛ سوراخ کردن یا ضربه زدن با نیزر
n.جمع فعل spear؛ سلاح‌های نوک‌تیز مورد استفاده برای هل دادن یا پرتاب

عبارات و ترکیب‌ها

wooden spears

spears چوبی

spear fishing

ماهیگیری با نیزر

spearhead nation

مملکت نوک نیزر

spears clashed

نیزه‌ها با هم برخورد کردند

throwing spears

پرتاب نیزر

spear carrier

نگهدارنده نیزر

spear point

نوک نیزر

spear tipped

دارای نوک نیزر

spear wielding

نگهدارنده نیزر

ancient spears

نیزرهای باستانی

جملات نمونه

the knight wielded two spears with impressive skill.

سوار شوالیه با مهارت چشمگیری دو نیزر حمل کرد.

ancient warriors used spears for hunting and combat.

جنگجویان باستانی از نیزر برای شکار و نبرد استفاده می کردند.

the museum displayed a collection of ancient spears.

موزه مجموعه ای از نیزرهای باستانی را به نمایش گذاشت.

he hurled a spear with surprising accuracy.

او با دقتی شگفت انگیز نیزری پرتاب کرد.

the jousting tournament featured knights on horseback with spears.

مسابقه جوستینگ شامل شوالیه هایی بر روی اسب با نیزر بود.

the spear's tip was sharpened to a deadly point.

سر نیزر به گونه ای تیز شده بود که بسیار کشنده بود.

they defended their castle with spears and shields.

آنها با نیزر و سپر از قلعه خود دفاع کردند.

the fisherman used a spear to catch fish in the river.

ماهیگیر از نیزر برای گرفتن ماهی در رودخانه استفاده کرد.

the statue held a spear, symbolizing strength and courage.

مجسمه نیزری را در دست داشت که نماد قدرت و شجاعت بود.

the gladiator charged forward, brandishing his spear.

گلادیاتور با نیزر خود به جلو هجوم برد.

the team practiced their spear-throwing technique diligently.

تیم با پشتکار فراوان تکنیک پرتاب نیزر خود را تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید