wooden spears
spears چوبی
spear fishing
ماهیگیری با نیزر
spearhead nation
مملکت نوک نیزر
spears clashed
نیزهها با هم برخورد کردند
throwing spears
پرتاب نیزر
spear carrier
نگهدارنده نیزر
spear point
نوک نیزر
spear tipped
دارای نوک نیزر
spear wielding
نگهدارنده نیزر
ancient spears
نیزرهای باستانی
the knight wielded two spears with impressive skill.
سوار شوالیه با مهارت چشمگیری دو نیزر حمل کرد.
ancient warriors used spears for hunting and combat.
جنگجویان باستانی از نیزر برای شکار و نبرد استفاده می کردند.
the museum displayed a collection of ancient spears.
موزه مجموعه ای از نیزرهای باستانی را به نمایش گذاشت.
he hurled a spear with surprising accuracy.
او با دقتی شگفت انگیز نیزری پرتاب کرد.
the jousting tournament featured knights on horseback with spears.
مسابقه جوستینگ شامل شوالیه هایی بر روی اسب با نیزر بود.
the spear's tip was sharpened to a deadly point.
سر نیزر به گونه ای تیز شده بود که بسیار کشنده بود.
they defended their castle with spears and shields.
آنها با نیزر و سپر از قلعه خود دفاع کردند.
the fisherman used a spear to catch fish in the river.
ماهیگیر از نیزر برای گرفتن ماهی در رودخانه استفاده کرد.
the statue held a spear, symbolizing strength and courage.
مجسمه نیزری را در دست داشت که نماد قدرت و شجاعت بود.
the gladiator charged forward, brandishing his spear.
گلادیاتور با نیزر خود به جلو هجوم برد.
the team practiced their spear-throwing technique diligently.
تیم با پشتکار فراوان تکنیک پرتاب نیزر خود را تمرین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید