specimen

[ایالات متحده]/ˈspesɪmən/
[بریتانیا]/ˈspesɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمونه; نمونه‌ای که برای تحلیل علمی گرفته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

biological specimen

نمونه زیستی

specimen collection

جمع آوری نمونه

human specimen

نمونه انسانی

test specimen

نمونه آزمایشی

specimen signature

امضای نمونه

specimen preparation

آماده سازی نمونه

type specimen

نمونه نوع

metallographic specimen

نمونه فلزی

standard specimen

نمونه استاندارد

tensile specimen

نمونه کششی

notched specimen

نمونهٔ دنده‌دار

جملات نمونه

It was a specimen of his generosity.

این نمونه‌ای از سخاوت او بود.

Each specimen is carefully dissected.

هر نمونه با دقت جدا می شود.

The specimens fall into three categories.

نمونه‌ها در سه دسته قرار می‌گیرند.

This specimen is richly variegated in colour.

این نمونه از نظر رنگ بسیار متنوع است.

some other specimen in the television menagerie.

نمونه دیگری در مجموعه‌ی تلویزیونی.

wool specimens for staple testing

نمونه‌های پشم برای آزمایش الیاف.

He is an odd specimen in our school.

او یک نمونه عجیب در مدرسه‌ی ماست.

the specimen was apposed to X-ray film.

نمونه در مقابل فیلم رادیولوژی قرار داشت.

mount stamps in an album; mount a specimen on a slide.

تمبرها را در یک آلبوم نصب کنید؛ یک نمونه را روی یک اسلاید نصب کنید.

Severe“ whiptail” condition in field specimen from and acid soil .

وضعیت شدید «دم‌خرازی» در نمونه‌های میدانی از خاک اسیدی.

specimens were fixed in buffered formalin.

نمونه ها در فرمالین بافر ثابت شدند.

He collects specimens of all kinds of rocks and minerals.

او نمونه‌هایی از انواع سنگ‌ها و مواد معدنی جمع‌آوری می‌کند.

The traveler brought back some specimens of the rocks from the mountains.

سفر کننده نمونه‌هایی از سنگ‌ها را از کوه‌ها به همراه آورد.

They were thrilled to discover a perfectly preserved specimen of Roman pottery.

آنها از کشف یک نمونه حفظ شده به خوبی از سفال رومی بسیار هیجان‌زده بودند.

biopsy specimens were placed in cassettes before fixation in formalin.

نمونه‌های بیوپسی قبل از تثبیت در فرمالین در کاست‌ها قرار داده شدند.

Mr Antonis Georges,prosecuting,told the court they were specimen charges.

آقای آنتونی جورجس، دادستان، به دادگاه گفت که این اتهامات نمونه هستند.

in her he found himself confronted by a sorrier specimen than himself.

در او با نمونه‌ای بدتر از خودش روبرو شد.

the ice sheet preserves specimens that would weather away more quickly in other regions.

صفحه‌ی یخ نمونه‌هایی را حفظ می‌کند که در مناطق دیگر سریع‌تر فرسایش می‌یابند.

Traffic specimens and IP traps are DIDAPPER's new concepts.

نمونه‌های ترافیکی و تله‌های IP مفاهیم جدید DIDAPPER هستند.

The freshly abraded specimen must then be washed in industrial spirit and Analar acetone.

نمونه ساییده شده را باید سپس با الکل صنعتی و استون آنالر شست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید