acorn squash
کدو تنبل
butternut squash
کدو حلوایی
spaghetti squash
کدو پیچ
summer squash
کدو تابستانی
winter squash
کدو زمستانی
squash court
زمین تنیس
a squash of people.
گروهی از مردم
a poetry squash in London.
یک له شدن شعر در لندن
squash a mosquito on the wall
یک پشه را روی دیوار بکشید.
I play squash and badminton.
من بازی اسکوئش و تنیس را انجام میدهم.
I squashed into the middle of the crowd.
من خودم را در وسط جمعیت جا دادم.
He managed to squash into the car.
او موفق شد خود را در ماشین جا دهد.
show them the biggest squash in the garden.
بزرگترین کدو تنبل باغ را به آنها نشان دهید.
We all squashed into the car.
ما همه خودمان را در ماشین جا دادیم.
Don't all try to squash into the lift together.
همه با هم سعی نکنند خودشان را در آسانسور جا دهند.
Squash the grapes into a pulp.
انگورها را به صورت پالپ له کنید.
The government squashed the revolt cruelly.
دولت به سختی شورش را سرکوب کرد.
wash and squash the cans before depositing them.
قبل از انداختن آنها، قوطی ها را بشویید و له کنید.
the proposal was immediately squashed by the Heritage Department.
پیشنهاد بلافاصله توسط اداره ارث سرکوب شد.
it was a bit of a squash but he didn't seem to mind.
کمی شلوغ بود اما به نظر نمی رسید که او مهم باشد.
There is also GMO zucchini, crookneck squash, papaya, and alfalfa.
همچنین زالوئی غیر ژنتیکی، کدو سبز، پاپایا و علف نیز وجود دارد.
I sat on my hat and squashed it.
روی کلاهم نشستم و آن را له کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید