healed wounds
زخمهای التیامیافته
healed heart
قلب التیامیافته
healed scars
اسکارهای التیامیافته
healed spirit
روح التیامیافته
healed body
بدن التیامیافته
healed relationships
روابط التیامیافته
healed pain
درد التیامیافته
healed mind
ذهن التیامیافته
healed grief
غم التیامیافته
healed trauma
تراومای التیامیافته
she healed quickly after the surgery.
او پس از جراحی به سرعت بهبودی یافت.
the therapy helped him feel healed emotionally.
درمان به او کمک کرد تا از نظر عاطفی احساس بهبودی کند.
time has healed many of the wounds from the past.
زمان بسیاری از زخمهای گذشته را التیام بخشیده است.
he healed the rift between them with an apology.
او با عذرخواهی، کدورت بین آنها را التیام بخشید.
the doctor said she would be fully healed in a month.
پزشک گفت که او ظرف یک ماه به طور کامل بهبودی خواهد یافت.
they believe that love can heal all wounds.
آنها معتقدند که عشق میتواند تمام زخمها را التیام بخشد.
she felt healed after talking to her friend.
او بعد از صحبت با دوستش احساس بهبودی کرد.
he healed the broken relationship with honest communication.
او با برقراری ارتباط صادقانه، رابطه از هم پاشیده را التیام بخشید.
her kind words healed his troubled spirit.
کلمات مهربانانهاش روح پریشان او را التیام بخشید.
after the accident, she focused on healing her body.
پس از حادثه، او بر التیام بخشیدن به بدنش تمرکز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید