statues

[ایالات متحده]/ˈstætjuːz/
[بریتانیا]/ˈstædʒuz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع مجسمه؛ مجسمه‌هایی که نمایانگر اشکال هستند
v. تزئین کردن با مجسمه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ancient statues

مجسمه‌های باستانی

famous statues

مجسمه‌های مشهور

outdoor statues

مجسمه‌های فضای باز

stone statues

مجسمه‌های سنگی

bronze statues

مجسمه‌های برنزی

life-size statues

مجسمه‌های تمام قد

historic statues

مجسمه‌های تاریخی

religious statues

مجسمه‌های مذهبی

public statues

مجسمه‌های عمومی

decorative statues

مجسمه‌های تزئینی

جملات نمونه

many ancient statues can be found in museums.

بسیاری از مجسمات باستانی را می‌توان در موزه‌ها یافت.

the garden is filled with beautiful statues.

باغ پر از مجسمه‌های زیبا است.

artists often create statues to express their ideas.

هنرمندان اغلب مجسمه می‌سازند تا ایده‌های خود را بیان کنند.

some statues are made of marble, while others are bronze.

برخی از مجسمه‌ها از مرمر ساخته شده‌اند، در حالی که برخی دیگر از برنز هستند.

the statues in the park attract many visitors.

مجسمه‌های پارک بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب می‌کنند.

statues can symbolize important historical figures.

مجسمه‌ها می‌توانند نماد چهره‌های تاریخی مهم باشند.

some people collect miniature statues as a hobby.

برخی افراد جمع‌آوری مجسمه‌های کوچک را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌دهند.

statues are often used in public art installations.

مجسمه‌ها اغلب در نصبات هنری عمومی استفاده می‌شوند.

the artist unveiled his latest statues at the exhibition.

هنرمند جدیدترین مجسمه‌های خود را در نمایشگاه رونقانی داد.

statues can tell stories about culture and tradition.

مجسمه‌ها می‌توانند داستان‌هایی در مورد فرهنگ و سنت بیان کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید