artwork

[ایالات متحده]/'ɑːtwɜːk/
[بریتانیا]/'ɑrt'wɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اثر هنری
قطعه هنری
تصویرسازی

عبارات و ترکیب‌ها

artwork design

طراحی آثار هنری

original artwork

هنر بصری اصلی

جملات نمونه

a collection of artwork from tribal cultures.

مجموعه‌ای از آثار هنری متعلق به فرهنگ‌های قبیله‌ای

artworks which imaged women's bodies.

آثار هنری که تصویر زن را به نمایش می‌گذاشتند.

Ancient artworks were repatriated from the US to Greece.

آثار هنری باستانی از ایالات متحده به یونان بازگردانده شدند.

artworks pillaged from churches and museums.

آثار هنری غارت شده از کلیساها و موزه‌ها.

Our main products is indoor decoration artwork and the garden ormaments,including lamps,pricket,flowerpot ,wall decoration,waterscape,culture bricks ect.

محصولات اصلی ما شامل آثار هنری تزئینی داخلی و تزئینات باغ است، از جمله لامپ‌ها، شمع‌ها، گلدان‌ها، دکوراسیون دیوار، چشم‌اندازهای آبی، آجر‌های فرهنگی و غیره.

He regards biscuit as completely artwork, even if one spoon butter is not only fresh, he also wants be furious, those who think that is to tolerate hard simply is profanatory.

او بیسکویت را به عنوان یک اثر هنری کامل می‌داند، حتی اگر یک قاشق کره تازه نباشد، او می‌خواهد عصبانی شود، کسانی که فکر می‌کنند تحمل آن سخت است، صرفاً توهین‌آمیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید