images

[ایالات متحده]/ˈɪmɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈɪmɪdʒɪz/

ترجمه

n. تصاویر، بازنمودها، یا شباهت‌ها؛ تصاویر ذهنی یا تصورات

عبارات و ترکیب‌ها

images displayed

نمایش تصاویر

digital images

تصاویر دیجیتال

view images

مشاهده تصاویر

create images

ایجاد تصاویر

images found

تصاویر یافت شده

image gallery

گالری تصاویر

images uploaded

آپلود تصاویر

search images

جستجوی تصاویر

save images

ذخیره تصاویر

images online

تصاویر آنلاین

جملات نمونه

the museum displayed stunning images of ancient egypt.

موزه تصاویر خیره‌کننده ای از مصر باستان را به نمایش گذاشت.

we analyzed the satellite images to assess the damage.

ما تصاویر ماهواره ای را برای ارزیابی خسارت تجزیه و تحلیل کردیم.

the artist used vibrant images to convey a powerful message.

هنرمند از تصاویر پر جنب و جوش برای انتقال یک پیام قدرتمند استفاده کرد.

the website featured high-resolution images of the product.

وب سایت دارای تصاویر با وضوح بالا از محصول بود.

mental images can help you remember information better.

تصاویر ذهنی می توانند به شما کمک کنند اطلاعات را بهتر به خاطر بسپارید.

the news report included disturbing images of the disaster.

گزارش اخبار شامل تصاویری آزاردهنده از فاجعه بود.

she created digital images using a sophisticated software program.

او با استفاده از یک برنامه نرم افزاری پیشرفته تصاویر دیجیتالی ایجاد کرد.

the children enjoyed drawing their own imaginative images.

کودکان از کشیدن تصاویر خلاقانه خود لذت بردند.

the security system used facial recognition images.

سیستم امنیتی از تصاویر تشخیص چهره استفاده کرد.

the photographer captured breathtaking landscape images.

عکاس تصاویر چشم نواز از مناظر طبیعی را ثبت کرد.

the presentation included several visual images to illustrate the points.

ارائه شامل چندین تصویر بصری برای نشان دادن نکات بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید