streamlines

[ایالات متحده]/ˈstriːm.laɪnz/
[بریتانیا]/ˈstriːm.laɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع streamline; طراحی که مقاومت را کاهش می‌دهد; کارآمدتر کردن فرآیندها; سیستم‌ها یا سازمان‌هایی که کارآمدتر عمل می‌کنند; افزایش تولید و صرفه‌جویی در منابع

عبارات و ترکیب‌ها

streamlines processes

بهینه‌سازی فرآیندها

streamlines operations

بهینه‌سازی عملیات

streamlines workflow

بهینه‌سازی گردش کار

streamlines communication

بهینه‌سازی ارتباطات

streamlines tasks

بهینه‌سازی وظایف

streamlines reporting

بهینه‌سازی گزارش‌دهی

streamlines production

بهینه‌سازی تولید

streamlines management

بهینه‌سازی مدیریت

streamlines delivery

بهینه‌سازی تحویل

streamlines services

بهینه‌سازی خدمات

جملات نمونه

she streamlines the project management process to enhance efficiency.

او فرآیند مدیریت پروژه را برای افزایش کارایی ساده می‌کند.

the new software streamlines communication between teams.

نرم افزار جدید ارتباطات بین تیم ها را ساده می کند.

our goal is to streamline operations and reduce costs.

هدف ما ساده کردن عملیات و کاهش هزینه ها است.

he streamlines the workflow to save time on repetitive tasks.

او گردش کار را برای صرفه جویی در زمان انجام وظایف تکراری ساده می کند.

the company streamlines its supply chain for better performance.

شرکت زنجیره تامین خود را برای عملکرد بهتر ساده می کند.

they are working to streamline customer service procedures.

آنها در حال کار برای ساده کردن رویه های خدمات مشتری هستند.

the new policy streamlines decision-making across departments.

سیاست جدید تصمیم گیری در سراسر بخش ها را ساده می کند.

she streamlines her daily tasks to maximize productivity.

او وظایف روزانه خود را برای افزایش بهره وری ساده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید