streamlines processes
بهینهسازی فرآیندها
streamlines operations
بهینهسازی عملیات
streamlines workflow
بهینهسازی گردش کار
streamlines communication
بهینهسازی ارتباطات
streamlines tasks
بهینهسازی وظایف
streamlines reporting
بهینهسازی گزارشدهی
streamlines production
بهینهسازی تولید
streamlines management
بهینهسازی مدیریت
streamlines delivery
بهینهسازی تحویل
streamlines services
بهینهسازی خدمات
she streamlines the project management process to enhance efficiency.
او فرآیند مدیریت پروژه را برای افزایش کارایی ساده میکند.
the new software streamlines communication between teams.
نرم افزار جدید ارتباطات بین تیم ها را ساده می کند.
our goal is to streamline operations and reduce costs.
هدف ما ساده کردن عملیات و کاهش هزینه ها است.
he streamlines the workflow to save time on repetitive tasks.
او گردش کار را برای صرفه جویی در زمان انجام وظایف تکراری ساده می کند.
the company streamlines its supply chain for better performance.
شرکت زنجیره تامین خود را برای عملکرد بهتر ساده می کند.
they are working to streamline customer service procedures.
آنها در حال کار برای ساده کردن رویه های خدمات مشتری هستند.
the new policy streamlines decision-making across departments.
سیاست جدید تصمیم گیری در سراسر بخش ها را ساده می کند.
she streamlines her daily tasks to maximize productivity.
او وظایف روزانه خود را برای افزایش بهره وری ساده می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید