process

[ایالات متحده]/ˈprəʊses/
[بریتانیا]/ˈprɑːses/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برخورد کردن با; دستکاری کردن
n. مجموعه ای از اقدامات یا مراحل انجام شده به منظور دستیابی به یک هدف خاص
vi. رژه رفتن به صورت هماهنگ
adj. درمان شده یا آماده شده به وسیله یک روش خاص

عبارات و ترکیب‌ها

processing

پردازش

process improvement

بهبود فرآیند

process automation

اتوماسیون فرآیند

process of

فرآیند از

in the process

در طول فرآیند

in process

در حال انجام

production process

فرآیند تولید

development process

فرآیند توسعه

technological process

فرآیند فناورانه

process control

کنترل فرآیند

manufacturing process

فرآیند تولید

design process

فرآیند طراحی

forming process

فرآیند شکل‌گیری

new process

فرآیند جدید

process flow

جریان فرآیند

working process

فرآیند کار

business process

فرآیند کسب و کار

in process of

در حال انجام بودن

developing process

فرآیند توسعه

welding process

فرآیند جوشکاری

process technology

فناوری فرآیند

process conditions

شرایط فرآیند

جملات نمونه

the process of breathing

فرآیند تنفس

the process of digestion

فرآیند هضم

the process of vowel reduction.

فرآیند کاهش مصوتی

narrate the process of an experiment

گزارش دادن روند یک آزمایش

The reaction process is as follows.

فرآیند واکنش به شرح زیر است.

This process,however,was not invariable.

این فرآیند، با این حال، همیشه یکسان نبود.

biological contact oxidation process

فرآیند اکسیداسیون تماس بیولوژیکی

a stalemate in the peace process

بن‌بست در فرآیند صلح

a technological process

یک فرآیند فناورانه

the communicative process in literary texts.

فرآیند ارتباطی در متون ادبی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید