stringently enforced
به شدت اعمال شد
stringently regulated
به شدت تنظیم شده
stringently controlled
به شدت کنترل شده
stringently followed
به شدت دنبال شده
stringently monitored
به شدت پایش شده
Customs clearance and inspection will be affected stringently on the fair ground according to the “List of Exhibits” (Form A).
رسید و بازرسی گمرکی به شدت در محل نمایشگاه بر اساس «لیست نمایشگاهها» (فرم A) اعمال خواهد شد.
The company enforces stringently policies to ensure data security.
شرکت به شدت سیاستهایی را برای اطمینان از امنیت دادهها اجرا میکند.
The school stringently regulates the use of electronic devices on campus.
مدارس به شدت استفاده از دستگاههای الکترونیکی در محوطه دانشگاه را تنظیم میکنند.
The airline industry is stringently regulated for safety reasons.
صنعت هوانوردی به دلایل ایمنی به شدت تنظیم میشود.
The government is stringently monitoring the distribution of essential supplies during the crisis.
دولت به شدت توزیع مواد ضروری در طول بحران را رصد میکند.
The laboratory follows stringently protocols to avoid contamination.
آزمایشگاه برای جلوگیری از آلودگی، پروتکلهای سختگیرانه را دنبال میکند.
The police are trained stringently to handle emergency situations.
پلیس برای رسیدگی به شرایط اضطراری به شدت آموزش دیده است.
The medical field requires stringently controlled experiments for accurate results.
حوزه پزشکی برای دستیابی به نتایج دقیق به آزمایشهای کنترل شده به شدت نیاز دارد.
The construction site is stringently monitored for safety compliance.
محل ساخت و ساز به شدت برای انطباق با ایمنی مورد نظارت قرار میگیرد.
The restaurant follows stringently hygiene standards to maintain cleanliness.
رستوران برای حفظ نظافت، استانداردهای بهداشتی سختگیرانه را دنبال میکند.
The financial industry is stringently regulated to prevent fraud and misconduct.
صنعت مالی به شدت برای جلوگیری از تقلب و سوء رفتار تنظیم میشود.
There have been calls for mandatory geo-fencing software, which would stop these incursions automatically, and for the rules to be applied more stringently.
درخواستهایی برای نرمافزار حصار جغرافیایی اجباری مطرح شده است که میتواند این تعدیها را به طور خودکار متوقف کند و همچنین خواستار اعمال قوانین به طور سختگیرانهتر هستیم.
منبع: The Economist (Summary)The constitutionality of the acts was attacked;but they were sustained by the Supreme Court and stringently enforced.
قانون اساسی این اعمال مورد حمله قرار گرفت؛ اما توسط دادگاه عالی حفظ شد و به طور سختگیرانه اجرا شد.
منبع: American historyWe feel bound by the scholarly rules that apply, perhaps, even more stringently to scholarly work, but also by elemental journalistic standards.
ما خود را ملزم به رعایت قوانین علمی میدانیم که شاید حتی به طور سختگیرانهتری برای آثار علمی اعمال شوند، اما همچنین ملزم به رعایت استانداردهای روزنامهنگاری اساسی هستیم.
منبع: SwayIf you want to see this put stringently into practice, I urge you to read or reread a novel by Larry McMurtry, the Shane of dialogue attribution.
اگر میخواهید این موضوع را به طور سختگیرانه در عمل ببینید، از شما میخواهم رمان لری مکمورتری، شین نسبتدهی دیالوگ را بخوانید یا دوباره بخوانید.
منبع: Stephen King on WritingAn automaker needs to spend less money and less time on fuel economy and emissions improvement if they're making and selling an SUV because it falls under a category that is less stringently regulated.
یک خودروساز نیاز دارد تا زمان و هزینه کمتری را صرف بهبود مصرف سوخت و کاهش آلایندگی کند اگر در حال تولید و فروش یک شاسی بلند است، زیرا تحت ردهای قرار دارد که به طور کمتری به طور سختگیرانه تنظیم شده است.
منبع: Vox opinionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید