strict rules
قوانین سختگیرانه
strict discipline
انضباط سختگیرانه
enforce strict measures
اجرای اقدامات سختگیرانه
strict supervision
نظارت سختگیرانه
strict criteria
معیارهای سختگیرانه
strict control
کنترل سختگیرانه
strict with
سختگیرانه با
strict liability
مسئولیت مطلق
be strict in
در مورد سختگیرانه بودن
be strict with sb.
سختگیر بودن با کسی
be strict in discipline
سختگیر بودن در نظم
strict observance of the rules.
رعایت دقیق قوانین
a strict interpretation of the law.
تفسیر سختگیرانه قانون
a strict metronomic tempo.
ریتم متریک سختگیرانه
in the strict sense of the word
به معنای دقیق کلمه
went on a strict diet.
رژیم غذایی سختگیرانه را شروع کرد.
a strict application of a law.
اعمال سختگیرانه قانون
to practice strict economy
برای تمرین اقتصاد سختگیرانه
She is a strict teacher.
او یک معلم سختگیر است.
strict adherence to a plan
رعایت دقیق یک برنامه
a strict disciplinarian
یک فرد انضباتی سختگیر
a policy of strict secularism in government
سیاستی مبنی بر سکولاریسم سختگیرانه در دولت
a strict dress code.
یک قانون لباس سختگیرانه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید