stumped by
گیج شدم از
stumped on
گیج شدم روی
stumped over
گیج شدم در مورد
stumped me
من را گیج کرد
stumped him
او را گیج کرد
stumped us
ما را گیج کرد
stumped questions
سوالات گیج کننده
stumped look
ظاهر گیج
stumped response
پاسخ گیج
stumped situation
وضعیت گیج کننده
she was stumped by the difficult math problem.
او در برابر مسئله ریاضی دشوار به بنبست رسید.
the unexpected question stumped the speaker.
سوال غیرمنتظره باعث به بنبست رسیدن سخنران شد.
he was stumped when asked about his future plans.
وقتی از برنامههای آیندهاش سوال شد، او به بنبست رسید.
the puzzle stumped everyone in the room.
معما باعث به بنبست رسیدن همه در اتاق شد.
she felt stumped after reading the complex instructions.
بعد از خواندن دستورالعملهای پیچیده، او احساس به بنبست رسیدن کرد.
the tricky riddle stumped even the smartest students.
حتی باهوشترین دانشآموزان هم در برابر این معما به بنبست رسیدند.
he was stumped for words during the interview.
در طول مصاحبه، او برای یافتن کلمات مناسب به بنبست رسید.
the sudden change in plans stumped the team.
تغییر ناگهانی در برنامهها تیم را به بنبست رساند.
she was stumped by the ambiguous statement.
او در برابر اظهارات مبهم به بنبست رسید.
the complex legal terms stumped the layperson.
اصطلاحات حقوقی پیچیده فرد غیرمتخصص را به بنبست رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید