surfed

[ایالات متحده]/sɜːft/
[بریتانیا]/sɜrft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری surf; به ورزش موج‌سواری مشغول شدن; به طور غیررسمی در اینترنت جستجو کردن; پرسه زدن یا گشتن

عبارات و ترکیب‌ها

surfed the web

در اینترنت گشت

surfed online

در اینترنت گشت

surfed the net

در اینترنت گشت

surfed social media

در رسانه‌های اجتماعی گشت

surfed for information

به دنبال اطلاعات گشت

surfed various sites

در سایت‌های مختلف گشت

surfed the channels

در کانال‌ها گشت

surfed the waves

روی امواج موج‌سواری کرد

surfed through content

در میان محتوا گشت

surfed the trends

ترندها را دنبال کرد

جملات نمونه

i surfed the internet for hours yesterday.

من دیروز ساعت‌ها در اینترنت گشت.

she surfed through various websites to find the best deal.

او برای پیدا کردن بهترین معامله، در وب سایت های مختلف گشت.

he surfed the waves at the beach all day long.

او تمام روز در ساحل روی موج ها موج سواری کرد.

they surfed social media to stay updated on the news.

آنها برای اطلاع از اخبار، در رسانه های اجتماعی گشتند.

we surfed through the channels looking for a good movie.

ما کانال ها را برای پیدا کردن یک فیلم خوب گشتیم.

i surfed on my tablet while waiting for my appointment.

من در حالی که منتظر قرار ملاقاتم، در تبلتم گشت.

she surfed local forums to get recommendations for restaurants.

او برای دریافت توصیه هایی برای رستوران ها، در فروم های محلی گشت.

he surfed the web to research for his school project.

او برای تحقیق در مورد پروژه مدرسه اش، وب را جستجو کرد.

they surfed through online courses to enhance their skills.

آنها برای ارتقای مهارت های خود، در دوره های آنلاین گشتند.

i surfed the news sites to catch up on current events.

من برای اطلاع از اخبار جاری، در سایت های خبری گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید