board

[ایالات متحده]/bɔːd/
[بریتانیا]/bɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه صاف از ماده که برای هدف خاصی طراحی شده است، مانند تخته‌ای برای نوشتن (مثلاً تخته سیاه)
یک قطعه کاغذ سفت یا یک قطعه چوب نازک
یک گروه از افراد که یک شرکت را مدیریت یا هدایت می‌کنند
vt. برای پوشاندن یا بستن چیزی با تخته‌های چوبی؛ & vi. برای فراهم کردن غذا و اقامت برای کسی

عبارات و ترکیب‌ها

on board

سوار بودن

whiteboard

وایت برد

bulletin board

تابلوی اعلانات

blackboard

تخته سیاه

on the board

روی تخته

circuit board

مدار چاپی

by the board

در کنار تخته

across the board

به طور کلی

management board

هیئت مدیره

printed circuit board

مدار چاپی

board chairman

رئیس هیئت مدیره

message board

تابلوی پیام

board and lodging

همدان و اقامت

board meeting

جلسه هیئت مدیره

control board

هیئت کنترل

drawing board

تخته طراحی

board member

عضو هیئت مدیره

board of supervisors

هیئت نظارت

corrugated board

مقوا

main board

تخته اصلی

paper board

مقوا

جملات نمونه

the board of governors

هیئت حاکمه

on board the MV Alcinous.

سوار کشتی MV Alcinous.

the Board of Admiralty

هیئت دریاداری

board a horse at a stable.

یک اسب را در اصطبل سوار کنید.

Board the door up.

در را بالا ببرید.

a piece of board will do the job.

یک تکه تخته کار را انجام خواهد داد.

resign from a board of directors.

از عضویت در هیئت مدیره استعفا دهید.

a board that is short two inches.

یک تخته که دو اینچ کوتاه است.

a token woman on the board of directors.

یک زن نمادین در هیئت مدیره.

board up a broken window.

پوشاندن یک پنجره شکسته.

Be open and above board with me.

با من صادق و شفاف باشید.

We went on board the ship.

ما سوار کشتی شدیم.

the President of the Board of Trade

رئیس هیئت تجارت

a board of trustees; a board of directors.

هیئت امنا؛ هیئت مدیره.

provide board and lodging

تأمین غذا و محل اقامت

The moribund Post Office Advisory Board was replaced.

هیئت مشورتی پستی که در حال زوال بود، جایگزین شد.

نمونه‌های واقعی

You can also check out university bulletin boards.

شما همچنین می توانید تابلوهای اعلانات دانشگاه را بررسی کنید.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

They lobbied the parole board and it worked.

آنها با هیئت آزادی مشروط لابی کردند و جواب داد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

A hush falls over the crowd as Cooper studies the board.

همانطور که کوپر صفحه را بررسی می کند، سکوت بر جمعیت حاکم می شود.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

So, President Reagan ended up disbanding the board in 1982.

بنابراین، رئیس جمهور ریگان در سال 1982 تصمیم گرفت این هیئت را منحل کند.

منبع: Scientific World

What have you been using to clean the floor boards?

برای تمیز کردن تخته های کف از چه چیزی استفاده کرده اید؟

منبع: American Horror Story Season 1

The windows were all boarded up.

همه پنجره ها بسته شده بودند.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

That? That's just one board full of magnets!

آن؟ این فقط یک تخته پر از آهنربا است!

منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.

We sow the corn, and our own board is empty.

ما ذرت می کاریم و تخته خودمان خالی است.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

Nearby, Mohammed scans the arrivals board in Milan station.

نزدیک، محمد صفحه ورود مسافران در ایستگاه میلان را اسکن می کند.

منبع: VOA Standard May 2015 Collection

I don't really learn by just copying off a board.

من واقعاً با فقط کپی کردن از یک تخته یاد نمی گیرم.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید