skill

[ایالات متحده]/skɪl/
[بریتانیا]/skɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی انجام چیزی به خوبی؛ تخصص یا استعداد در یک حوزه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

improve your skills

بهبود مهارت‌های خود

essential skills

مهارت‌های ضروری

communication skill

مهارت ارتباطی

skill in

مهارت در

skill training

آموزش مهارت

professional skill

مهارت حرفه‌ای

basic skill

مهارت پایه

writing skill

مهارت نوشتن

language skill

مهارت زبان

technical skill

مهارت فنی

skill set

مجموعه مهارت‌ها

leadership skill

مهارت رهبری

interpersonal skill

مهارت بین فردی

skill at

مهارت در

negotiation skill

مهارت مذاکره

unique skill

مهارت منحصر به فرد

presentation skill

مهارت ارائه

practical skill

مهارت عملی

medical skill

مهارت پزشکی

skill development

توسعه مهارت

motor skill

مهارت حرکتی

social skill

مهارت‌های اجتماعی

جملات نمونه

the basic skills of cookery.

مهارت های اساسی آشپزی

skilled in (at) carpentry

مهارت در (در) نجاری

This was done through the skill in diplomacy.

این کار از طریق مهارت در دیپلماسی انجام شد.

skilled at needlework

مهارت در سوزن‌دوزی

He is a negotiator of considerable skill.

او یک مذاکره کننده با مهارت قابل توجه است.

a revival of ancient skills

احیای مهارت‌های باستانی

Stenography is no longer a marketable skill.

نگارشی دیگر یک مهارت قابل بازاریابی نیست.

This is a job for a skilled tradesman.

این شغل برای یک صنعتگر ماهر مناسب است.

a highly skilled workforce

نیروی کار بسیار ماهر

all these skills are much in demand.

تمام این مهارت ها بسیار مورد تقاضا هستند.

a lab technician skilled in electronics.

یک تکنسین آزمایشگاه ماهر در زمینه الکترونیک.

a highly skilled job.

یک شغل بسیار ماهرانه.

skilled at forensic reading.

ماهر در خواندن پزشکی قانونی

Their skills were sorely needed.

مهارت های آنها به شدت مورد نیاز بود.

acrobats skilled in wirework.

آکروبات‌های ماهر در طناب‌بازی.

I make no pretensions to skill as an artist.

من ادعایی مبنی بر مهارت به عنوان یک هنرمند ندارم.

نمونه‌های واقعی

" I'm sure you'll dazzle us all with hitherto unsuspected magical skills, " yawned Fred.

مطمئنم که همه را با مهارت های جادویی غیرمنتظره شگفت زده خواهید کرد،" فِرد آهی کشید.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

The scientists are trying to leverage that skill.

دانشمندان در تلاشند تا از آن مهارت بهره ببرند.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

She has the skills of the Olympic players.

او مهارت های ورزشکاران المپیک را دارد.

منبع: The Ellen Show

Please tell me more about your language skills.

لطفا در مورد مهارت های زبانی خود بیشتر به من بگویید.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

She has the right skills for her job.

او مهارت های مناسبی برای شغل خود دارد.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

I have demonstrated strong leadership and managerial skills.

من مهارت های رهبری و مدیریتی قوی نشان داده ام.

منبع: Essential English Phrases for Interviews

Blurring the issue is one of the basic ministerial skills.

تاریک کردن موضوع یکی از مهارت های اساسی دولتی است.

منبع: Yes, Minister Season 2

I have no secret skills or talents.

من هیچ مهارت یا استعداد پنهانی ندارم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

They may also temporarily lose deeply-ingrained skills.

آنها ممکن است به طور موقت مهارت های عمیقاً ریشه دار خود را نیز از دست بدهند.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

Binh worked hard at developing her skills.

بین سخت برای توسعه مهارت های خود تلاش کرد.

منبع: Global Slow English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید