swarmed

[ایالات متحده]/swɔːmd/
[بریتانیا]/swɔrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور انبوه حرکت کردن یا جمع شدن؛ مانند زنبورها یا سایر حشرات پرنده در گروه‌های بزرگ پرواز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swarmed the area

منطقه را فرا گرفتند

swarmed with bees

با زنبورها پر شده بود

swarmed the streets

خیابان‌ها را فرا گرفتند

swarmed around

اطراف را فرا گرفتند

swarmed the scene

صحنه را فرا گرفتند

swarmed in droves

به صورت دسته دسته فرا رسیدند

swarmed by fans

طرفداران آن را فرا گرفتند

swarmed the beach

ساحل را فرا گرفتند

swarmed with people

با مردم پر شده بود

swarmed the field

زمین را فرا گرفتند

جملات نمونه

the bees swarmed around the hive, looking for nectar.

زنبورها در اطراف کندو به دنبال شهد بودند.

when the concert ended, fans swarmed the stage for autographs.

وقتی کنسرت تمام شد، طرفداران برای گرفتن امضاها دور صحنه حلقه زدند.

during the sale, customers swarmed the store to grab discounts.

در طول حراج، مشتریان برای گرفتن تخفیف‌ها به مغازه هجوم آوردند.

after the announcement, reporters swarmed the press conference.

پس از اعلام، خبرنگاران دور کنفرانس مطبوعاتی حلقه زدند.

children swarmed the playground after school let out.

پس از پایان کلاس، کودکان به زمین بازی هجوم آوردند.

the tourists swarmed the famous landmark, taking pictures.

گردشگران دور مکان معروف حلقه زدند و عکس گرفتند.

as the food truck arrived, people swarmed to place their orders.

با رسیدن کامیون غذا، مردم برای ثبت سفارش خود هجوم آوردند.

the news of the giveaway swarmed social media platforms.

خبر جایزه در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی پخش شد.

when the doors opened, shoppers swarmed into the store.

وقتی درها باز شدند، خریداران به داخل مغازه هجوم آوردند.

after the game, fans swarmed the players for selfies.

پس از بازی، طرفداران برای گرفتن سلفی دور بازیکنان حلقه زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید