surrounded

[ایالات متحده]/[səˈraʊndɪd]/
[بریتانیا]/[səˈraʊndɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.پیرامون چیزی بودن؛ در بر گرفتن از همه طرف؛ احاطه کردن.
adj.پیرامون چیزی بودن؛ از همه طرف در بر گرفتن.
n.منطقه یا شرایطی که اطراف چیزی را احاطه کرده است.

عبارات و ترکیب‌ها

surrounded by trees

در محاصره درختان

surrounded them

آنها را محاصره کرد

surrounded area

منطقه محاصره شده

being surrounded

محاصره شدن

surrounded water

آب محاصره شده

surrounded silence

سکوت محاصره شده

surrounded crowd

جمعیت محاصره شده

surrounded walls

دیوارهای محاصره شده

surrounded completely

کاملاً محاصره شده

surrounded feeling

احساس محاصره

جملات نمونه

the old house was surrounded by a dense forest.

خانه قدیمی توسط یک جنگل متراکم احاطه شده بود.

we were surrounded by beautiful mountains and sparkling lakes.

ما توسط کوه‌های زیبا و دریاچه‌های درخشان احاطه شده بودیم.

the city is surrounded by a protective wall.

شهر توسط یک دیوار محافظتی احاطه شده است.

the castle was surrounded by a wide moat.

قلعه توسط یک خندق وسیع احاطه شده بود.

the island is surrounded by turquoise waters.

جزیره توسط آب‌های فیروزه‌ای احاطه شده است.

the team was surrounded by enthusiastic fans after the victory.

تیم پس از پیروزی توسط طرفداران پرشور احاطه شده بود.

he felt surrounded by a sense of calm and peace.

او احساس می‌کرد که در برابری آرامش و صلح قرار دارد.

the company is surrounded by fierce competition.

شرکت در برابر رقابت شدید قرار دارد.

the child was surrounded by toys in the playroom.

کودک در اتاق بازی در میان اسباب‌بازی‌ها قرار داشت.

the village was surrounded by lush green fields.

دهکده در میان مزارع سبز و سرسبز قرار داشت.

the suspect was surrounded by police officers.

مشتبه به او توسط افسران پلیس احاطه شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید